در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رسالة حول مسألة رؤية الهلال‏

0
فقه واصول

کتاب ذی‌قیمت «رسالةٌ حولَ مسئلةِ رؤیةِ الهلال» اثر نفیس حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، مکاتبات و مراسلاتی است به زبان عربی پیرامون «مسئله رؤیت هلال» که بین ایشان و استاد مکرّمشان آیة‌اللَه حاج سید ابوالقاسم خوئی رضوان‌اللَه‌علیه برقرار بوده است. مرحوم آیة‌اللَه خوئی برخلاف مشهور، معتقد به عدم لزوم اشتراک افق در میان شهرها و کشورها بوده و صرف رؤیت در یک قسمت از زمین را برای حکم به دخول ماه جدید در جمیع امکنه، کافی می‌دانستند. مرحوم علامه طهرانی در طیّ مراسلات و مکاتباتی به نقد و رد این نظریۀ استاد، همراه با ادلۀ متقن و شواهد مستدل و قرائن قطعی و مؤیداتی از علم هیئت و نجوم، پرداخته و جمیع مواضع استاد خویش را یک‌به‌یک به مهمیز نقد کشانده و به‌روشنی به ثبوت می رساند که حق با نظر مشهور است که اشتراک آفاق بین شهرها و کشورها برای دخول ماه جدید لازم و ضروری است و حکم به دخول ماه در یک شهر، موجب حکم به دخول آن در بلاد بعیده نخواهد بود و آنها باید طبق افق شهر یا کشور خویش، دخول ماه را مورد توجه قرار داده و طبق همان احکام شرعی خویش را معمول دارند. این کتاب، شامل ابحاث علمی، فقهی و فنّی بوده که به زبان عربی از ناحیۀ طرفین نگاشته شده است که برای اهل علم و فضل و طالبان فقاهت فنی و اجتهادی در شناخت شیوۀ صحیح استنباط و اجتهاد، و کیفیت تجمیع شواهد و قرائن، و چگونگی دلالت ادلّه، الگویی بی‌نظیر می‌باشد.

نسخه عربی

رسالة حول مسألة رؤية الهلال‏

3
  •  البلاد كافیةٌ لثبوته فی غیرها؛ فإنّ عدم رؤیته فیه إنّما یستند لا محالة إلى مانع یمنع من ذلك، كالجبال أو الغابات أو الغیوم أو ما شاكل ذلك.

  •  و أمّا القسم الثانی (ذات الآفاق المختلفة) فلم یقع التَّعرُّض لحكمه فی كتب علمائنا المتقدّمین؛ نعم حكی القول باعتبار اتّحاد الافق عن الشیخ الطوسی فی المبسوط؛ فإذن المسألة مسكوت عنها فی كلمات أكثر المتقدّمین؛ و إنّما صارت معركةً للآراء بین علمائنا المتأخّرین.

  •  المعروف بینهم القول باعتبار اتّحاد الافق و لكن قد خالفهم فیه جماعةٌ من العلماءِ و المحقّقین؛ فاختاروا القول بعدم اعتبار الاتّحاد و قالوا بكفایة الرُّؤیة فی بلدٍ واحدٍ لثبوته فی غیره من البلدان و لو مع اختلاف الافق بینهما.

  •  فقد نقل العلّامة فی التذكرة هذا القول عن بعض علمائنا و اختاره صریحاً فی المنتهى و احتمله الشهید الاوّل فی الدُّروس و اختاره صریحاً المحدِّث الكاشانی فی الوافی و صاحب الحدائق فی حدائقه و مال إلیه صاحب الجواهر فی جواهره و النراقی فی المستنَد و السید أبوتُراب الخونساری فی شرح نجاة العباد و السید الحكیم فی مُستمسَكه.

  •  و هذا القول أی كفایة الرُّؤیة فی بلدٍ ما لثبوت الهلال فی بلدٍ آخر و لو مع اختلاف أُفقهما هو الأظهر. و یدلّنا على ذلك أمران:

  • الدلیل الاوّل على كفایة الرؤیة الإجمالیة

  •  الأوّل: أنّ الشهور القمریة إنّما تبدأ على أساس وضع سیر القمر و اتّخاذه موضعاً خاصّاً من الشّمس فی دورته الطبیعیة و فی نهایة الدورة یدخل تحت شعاع الشّمس و فی هذه الحالة (حالة المحاق) لا یمكن رؤیته فی أیة بقعةٍ من بقاع الأرض؛ و بعد خروجه عن حالة المحاق و التمكّن من رؤیته ینتهی شهرٌ قمری و یبدء شهرٌ قمری جدید.

  •  و من الواضح أنّ خروج القمرمن هذا الوضع هو بدایة شهر قمری جدید لجمیع بقاع الأرض على اختلاف مشارقها و مغاربها؛ لا لبقعةٍ دون أُخرى؛ و إن كان القمر مریتاً فی بعضها دون الآخر؛ و ذلك لمانع خارجی كشعاع الشّمس أو حیلولة بقاع الأرض أو ما شاكل ذلك؛ فإنّه لا یرتبط بعدم خروجه من المحاق، ضرورة أنه لیس‌لخروجه منه أفرادٌ عدیدةٌ؛ بل هو فردٌ واحدٌ متحقّقٌ فی الكون؛ لا یعقل تعدُّده بتعدُّد البقاع و هذا بخلاف طلوع الشّمس؛ فإنّه یتعدَّد بتعدّد البقاع المختلفة؛ فیكون لكلِّ بقعةٍ طلوعٌ خاصّ بها.

  •  و على ضوءِ هذا البیان فقد اتّضح أنّ قیاس هذه الظاهرة الكونیة بمسئلة طلوع الشّمس و غروبها، قیاسٌ مع الفارق؛ و ذلك لأنّ الأرض بمقتضى كُرویتها تكون بطبیعة