در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رسالة حول مسألة رؤية الهلال‏

0
فقه واصول

کتاب ذی‌قیمت «رسالةٌ حولَ مسئلةِ رؤیةِ الهلال» اثر نفیس حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، مکاتبات و مراسلاتی است به زبان عربی پیرامون «مسئله رؤیت هلال» که بین ایشان و استاد مکرّمشان آیة‌اللَه حاج سید ابوالقاسم خوئی رضوان‌اللَه‌علیه برقرار بوده است. مرحوم آیة‌اللَه خوئی برخلاف مشهور، معتقد به عدم لزوم اشتراک افق در میان شهرها و کشورها بوده و صرف رؤیت در یک قسمت از زمین را برای حکم به دخول ماه جدید در جمیع امکنه، کافی می‌دانستند. مرحوم علامه طهرانی در طیّ مراسلات و مکاتباتی به نقد و رد این نظریۀ استاد، همراه با ادلۀ متقن و شواهد مستدل و قرائن قطعی و مؤیداتی از علم هیئت و نجوم، پرداخته و جمیع مواضع استاد خویش را یک‌به‌یک به مهمیز نقد کشانده و به‌روشنی به ثبوت می رساند که حق با نظر مشهور است که اشتراک آفاق بین شهرها و کشورها برای دخول ماه جدید لازم و ضروری است و حکم به دخول ماه در یک شهر، موجب حکم به دخول آن در بلاد بعیده نخواهد بود و آنها باید طبق افق شهر یا کشور خویش، دخول ماه را مورد توجه قرار داده و طبق همان احکام شرعی خویش را معمول دارند. این کتاب، شامل ابحاث علمی، فقهی و فنّی بوده که به زبان عربی از ناحیۀ طرفین نگاشته شده است که برای اهل علم و فضل و طالبان فقاهت فنی و اجتهادی در شناخت شیوۀ صحیح استنباط و اجتهاد، و کیفیت تجمیع شواهد و قرائن، و چگونگی دلالت ادلّه، الگویی بی‌نظیر می‌باشد.

نسخه عربی

رسالة حول مسألة رؤية الهلال‏

4
  •  الحال لكلِّ بقعة منها مشرقٌ خاصٌّ و مغربٌ كذلك؛ فلا یمكن أن یكون للأرض كلّها مشرقٌ واحدٌ و لا مغربٌ كذلك؛ و هذا بخلاف هذه الظاهرة الكونیة؛ أی خروج القمر عن منطقة شعاع الشّمس؛ فإنّ لعدم ارتباطه ببقاع الأرض و عدم صلته بها لا یمكن أن یتعدّد بتعدّدها.

  •  و نتیجة ذلك: أنّ رؤیة الهلال فی بلدٍ ما أمارةٌ قطعیةٌ على خروج القمر عن الوضع المذكور الذی یتّخذه من الشّمس فی نهایة دورته، و بدایة لشهرٍ قمری جدیدٍ لأهل الأرض جمیعاً، لالخصوص البلد الذی یرى فیه و ما یتّفق معه فی الافق.

  •  و من هنا یظهر أنَّ ذهاب المشهور إلى اعتبار اتّحاد البلدان فی الافق مبنی على تخیل ارتباط خروج القمرعن تحت الشعاع ببقاع الأرض، كارتباط طلوع الشّمس و غروبها؛ إلّا أنّه لاصلة كما عرفت لخروج القمر عنه ببقعة معینة دون أُخرى، فإنّ حاله مع وجود الكثرة الأرضیة و عدمها سواءٌ.

  • الدلیل الثانی على عدم اعتبار الاتحاد فی الافق‌

  •  الثّانی: النصوصُ الدالّة على ذلك و نذكر جملةً منها:

  •  ١ صحیحة هِشام بن الحکم عن أبی عبدالله علیه‌السلام: أنهُ قَالَ فِیمَنْ صَامَ تِسْعَةً وَ عِشْرِینَ قَالَ: إنْ کانَتْ لَهُ بَینَةٌ عَادِلَةٌ عَلَى أهْلِ مِصْرٍ أنهُمْ صَامُوا ثَلَاثِینَ عَلى رُؤْیتِهِ، قَضَى یوْماً.

  •  فإنّ هذه الصحیحة بإطلاقها تدلُّنا بوضوحٍ على أنّ الشهر إذا كان ثلاثین یوماً فی مصرٍ كان كذلك فی بقیة الأمصار بدون فرقٍ بین كون هذه الأمصار متّفقةً فی آفاقها أو مختلفةً؛ إذ لو كان المراد من كلمة مصرفیها المصر المعهود المتفق مع بلد السائل فی‌الافق لكان على الإمام علیه السّلام أن یبین ذلك؛ فعدم بیانه مع كونه علیه السّلام فی مقام البیان كاشفٌ عن الإطلاق.

  •  ٢ صحیحة أبی بصیر عن أبی عبدالله علیه السّلام أنهُ سُئِلَ عَنِ الْیوْمِ الذی یقْضَى مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ؛ فَقَالَ: لَا تَقْضِهِ إلَّا أنْ یثْبُتَ شَاهِدَانِ عَادِلَانِ مِنْ جَمِیعِ أهْلِ الصَّلَوةِ مَتَى کانَ رَأسُ الشَّهْرِ؛ وَ قَالَ: لَا تَصُمْ ذَلِک الْیوْمَ الذی یقْضَى إلَّا أنْ یقْضِی أهْلُ الأمْصَارِ؛ فَإنْ فَعَلُوا فَصُمْهُ.

  •  الشاهد فی هذه الصحیحة جملتان: الاولى: قوله علیه السّلام: «لَا تَقْضِهِ إلَّا أنْ یثْبُتَ شَاهِدَانِ عَادِلَانِ مِنْ جَمِیعِ أَهْلِ الصَّلَوةِ» إلخ. فإنّه یدلّ بوضوح على أنّ رأس الشهر القمری واحدٌ بالإضافة إلى جمیع أهل الصّلاة على اختلاف بلدانهم باختلاف آفاقها