در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

0

کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پرده‌برداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیت‌های مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیت‌های انقلابی تطبیق می‌دهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیت‌های مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیة‌اللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیة‌اللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیة‌اللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقات‌های مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیش‌نویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیش‌نویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی

نسخه عربی

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

9
  • درس اوّل: لزوم تشكیل حكومت اسلام و تهیه مقدّمات آن‌

  • أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم‌

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم‌

  • و صلّى الله على محمّد و آله الطّاهرین‌

  • و لعنة الله على أعدائهم أجمعین‌

  •  مطالبى كه امروز خدمت آقایان عرض مى‌كنم، مطالبى است كه بسیارى از آن تازگى ندارد و كراراً به نحو پراكنده و منتشر عرض شده و حالا بمقدارى كه خداوند توفیق بدهد امروز به نحو دسته جمعى و مجموعه‌اى عرض مى‌كنیم و تتّمه آنرا به جلسات بعد موكول مى‌نمائیم، تا روح و سرّ این مطالب روشن شود.

  •  اصل مطلب درباره ولایت شرعى است كه خداوند علىّ أعلى زندگى ما را كه روى زمین قرار داده است مهمل قرار نداده، بلكه مى‌خواهد ما را بر یك اساس و مَشى صحیح و بر یك نحو خاصّى حركت بدهد كه آن صراط مستقیم است بسوى خدا. و طبعاً این معنا بسیار دقیق و لطیف و عمیق است كه انسان آن صراط مستقیم را پیدا كند. چون صراط مستقیم واحد است؛ و أدقّ من الشَّعر و أحَدُّ من السَّیف، از مو باریكتر و از شمشیر تیزتر.

  •  انسان باید طورى در دنیا زندگى كند كه هر لحظه‌اى كه مى‌خواهد بمیرد؛ با حجّت بمیرد؛ و با قلب محكم بمیرد و متزلزل نباشد؛ و آنچه را كه خداوند عالم و أرواح طیبه، و نفوس زكیه از انسان توقّع دارند، به اندازه قدرت و سعه خودش انجام داده باشد.

  • دوران تاریك ستم شاهى‌

  •  من بخصوصه از زمان كوچكى در همین همّ و غمّ بودم؛ حتّى یادم مى‌آید وقتى كوچك بودم بخصوص آن سالهائى كه سنّم بین شش سال و هفت سال بود، مرحوم پدر ما رحمة الله علیه در طهران مجالسى داشتند؛ و در مسجدى إقامه نماز مى‌كردند كه كم كم قضیه كشف حجاب پیش آمد؛ و مجالس عزادارى، و وعظ در طهران و سائر جاها ممنوع شد، و از همان كوچكى پدر ما دست ما را مى‌گرفت؛ و در این مجالس با خودش مى‌بُرد.

  • كشف حجاب‌

  •  از همان كوچكى این فكر در ذهنِ ما بود كه آخر یعنى چه؟ مثلًا پدر ما یك آدمى است كه ما او را دیده‌ایم و شناخته‌ایم؛ بر نهج خودش است؛ حرفش درست است و صحیح؛ آخر این دستگاه چرا با اینها مخالفت مى‌كند؟ چرا كلاههاى معمولى و محلّى را از سر مردم بر مى‌دارند؟ و كلاه شاپو بر سر مردم مى‌گذارند؟ چرا كشف حجاب مى‌كنند؟ پاسبانها چرا زنها را با لگد مى‌كوبند؛ و چادر را از سرشان مى‌كشند و پاره مى‌كنند؟

  •  این فكر همینطور در ذهن ما بود، و خلاصه در باطن به اینها لعن مى‌فرستادیم كه آخر این چه زندگى است؟ كه انسان را با سر نیزه مجبور كنند و بگویند چادرت را بردار یا لباست را كوتاه كن! یا ریش‌ات‌را بزن یا حتماً باید كلاه شاپو سرت بگذارى!

  •  آنوقت همه مردم مجبور بودند كلاه شاپو سرشان بگذارند. و هر كس شاپو سرش نمى‌گذاشت أعمّ از كاسب و عمله و بنّا، او را مى‌بردند كلانترى و حبس مى‌كردند و شلّاق مى‌زدند و شكنجه مى‌دادند؛ و این وضع خیلى عجیبى بود. بله، تا آنكه كشف حجاب عملى شد. كشف حجاب در سنه ١٣٥٤ هجرى قمرى؛ تقریباً ٥٥ سال پیش واقع شد؛ و وضع آن زمان اصلًا گفتنى نیست، آن كسانى كه دیده‌اند مى‌دانند كه گفتنى نیست؛ و نوشتنى‌