در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

0

کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پرده‌برداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیت‌های مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیت‌های انقلابی تطبیق می‌دهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیت‌های مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیة‌اللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیة‌اللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیة‌اللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقات‌های مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیش‌نویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیش‌نویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی

نسخه عربی

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

5
  • همان چیزى گریزان شدند كه استعمار آنانرا از آن گریز مى‌داد.

  •  و این مصیبتِ اعظم بود كه همچون خوره بر پیكر مسلمین افتاد.

  •  آخر چگونه مى‌شود مسلمانى كه درست در برابر كفر، در تمام شؤون خود از عقیده و اخلاق و آداب و رسوم ایستاده است؛ و عزّتش جز این راهى را نشان نمى‌دهد؛ چنان در زاویه منفرجه‌اى بدور خود بگردد كه در همان خطّ مشى و راه و روش و صفات و كردار كفر بایستد؛ و آنرا بپسندد؟

  •  مسلمین چون از خواب غفلت بیدار شدند؛ و خود را گم شده، و سیلى خورده؛ و غارت زده یافتند؛ اینك در صدد تدارك ما فات بر آمده، چشمان خمارآلود خود را مالیده؛ نگاهى به عقب و راه طى شده و صعب الّرجوع نموده؛ و نظرى به پیش افكنده با رجاء به فضل و رحمت حقّ، قدم در راه عزّت مى‌نهند.

  • وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‌ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ.1

  •  (و اگر ساكنین شهرها و قرى‌، ایمان بیاورند، و تقوى پیشه گیرند، البتّه ما بركت‌هاى آسمان و زمین را برویشان مى‌گشائیم.)

  •  تمام این مزایا را مسلمان وقتى حائز مى‌شود كه، حكومت وى بدست خودش باشد، صاحب امر و نهىِ به او خودش باشد. فرمانده قوا، و معلّم تربیت، و مدیر مسؤولِ اموال، و رهبر و راهنماى وى در فرهنگ و اندیشه و خودش باشد؛ یعنى استقلال سیاسى داشته باشد؛ و این ثمرات فقط در سایه حكومت اسلام است.

  • حكومت اسلامى‌

  •  تشكیل حكومت اسلام، و خروج از ذىّ كفر، و ولایت اجنبىّ، از یهود و نصارى، و مجوس، و مشركین، و مادیین، و منافقین، از واجب‌ترین فرائض الهى؛ و از ثمرآفرین‌ترین درختى است كه با آن شخص مُسلم مى‌تواند از بقیه مزایا و بهره‌هاى انسانى بشرى خود، چه فطرى، و چه عقلى، و چه شرعى، بهره ور شود؛ و گرنه آن مزایا نیز بسیار كمرنگ و یا بیرنگ شده،، و از اسلام جز اسمى، و از قرآن جز درسى، و از حجّ جز صورتى، و از نماز جز پیكرى باقى نخواهد ماند.

  •  ما حكومت واقعى و طرز ریاست بر مردم مسلمان را در تاریخ اسلام، جز در عهد رسول خدا، و در خلافت مختصر أمیرالمؤمنین علیهما أفضل الصّلوات و السّلام نمى‌یابیم. دوران خلافت بعد از رسول خدا، حكومت دچار انحرافاتى شد كه، همچون محور سنگ آسیا از جاى خود پیچید، و به بن بست هایى رسید كه تا حال جبران پذیر نبوده است.

  •  در دوران بنى امیه و بنى مَرْوان و بنى عبّاس، حكومت اسلام به شكل یك حكومت صد در صد امپراطورى تبدیل شد؛ كه مساوات و مواسات و جهاد فى سبیل الله در بین طبقه حاكم بصورت ثروت اندوزى، و سلطنت خواهى، و ترفّه و تنّعم و عیش رانى مبدّل گردید.

  •  ولیكن معذلك چون محور حكومت بر اساس اسلام بود؛ و قوانین آن جز قرآن و سنّت چیزى نبود، و در تمام عالم حكومت، حكومت واحدى بود كه مردم در سایه آن آرمیده، و لا أقلّ از مظاهر و منافع صورى آن كامیاب مى‌شدند و دست طغیان كفر و إلحادِ أعداء اسلام بر پیكر مسلمین باز نشده بود؛ مسلمانان از

    1. صدر آيه ٩٦، از سوره ٧: اعراف.