در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

نسخه عربی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

6
  • پاسخ و استدلال روشن حضرت به گفتار او از دنباله همان آیهَ مورد استشهاد

  •  فَقَالَ لَهُ عَلِىُّ بْنُ الْحُسَینِ صَلَوَاتُ اللَهِ عَلَیهِمَا: إذَا رَأَینَا هَؤُلآءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُم فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ.

  •  «حضرت رضا جواب عبّاد را به این نحو دادند: زمانى كه ما ببینیم أفرادى را كه أوصاف آنها اینچنین است كه در قرآن بیان شده، پس جهاد با آنها أفضل است از حجّ.»

  •  باید توجّه نمود كه منظور و مقصود حضرت سجّاد علیه السّلام چیست! حضرت مى‌خواهد بفرماید: این كسانى كه اینطرف و آنطرف مى‌روند و به نام خدا زیر پرچم مروان و عبد الملك بن مروان و غیرهم جهاد مى‌كنند، این جهاد در راه خدا نیست؛ این آدم كشى و مال مردم گرفتن است! این سیطره بر أموال و نفوس است! اینها حافظ حدود خدا نیستند؛ اینها بر طبق آیات خدا جهاد نمى‌كنند؛ اینها أمانشان درست نیست؛ غنیمتى را كه مى‌گیرند درست قسمت نمى‌كنند و یكسره غنائم را به أفراد خود اختصاص مى‌دهند؛ ستم مى‌كنند؛ زنان را از بین مى‌برند؛ آتش مى‌زنند؛ و این لشكركشى و كشور گشائى علیه قانون قرآن و إسلام است؛ اینها توسعه مملكت است. آنوقت تو به من مى‌گوئى بیایم و زیر لواى اینها جهاد كنم؟!

  •  اگر من با اینها جهاد كنم، علم و درایت خود را تسلیم آنها كرده‌ام؛ و در تحت أفكار آنها خود را تنازل داده‌ام. یعنى مِن جمیع الجهات به آنها كمك كرده‌ام؛ كمك به شخصى كه جهاد نمى‌كند و كشتار او به نام جهاد براى توسعه قدرت و حكومت و ظلم و ستم و گسترش مملكت است؛ مثل قتال جهانخواران و پادشاهان سفّاك كه بنام جهاد و بنام إسلام است! تو به این نام فریفته شدى و مرا هم سرزنش مى‌كنى كه چرا حجّ انجام مى‌دهم و جهاد نمى‌كنم؟! من از خدا میخواهم كه جهاد كنم؟ تو بمن أفرادى را كه واجد أوصافى كه در قرآن مجید بیان شده است نشان بده تا من هم بروم و زیر پرچمشان جهاد كنم. ولى مى‌بینى كه اینها اینطور نیستند و این صفات أصلًا در آنها نیست. آنوقت اگر من بروم و با