در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج3

0
فقه واصول
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «شرائط ظاهری و باطنی ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • لزوم اَعلَمیتِ مُفتی به کتاب خدا و سنّت رسول خدا و ائمه‌ علیهم‌السلام  • تحقیقی پیرامون هویّت کتاب «مصباح‌الشریعه»  • در فتوی، علاوه بر اجتهاد در علوم ظاهریه، صفای قلب لازم است  • وحدت وجود از راقی‌ترین اسرار آل‌محمد علیهم‌السلام   • بیان احکام از جانب ائمه‌ علیهم‌السلام بر اساس ولایت کلیه و احاطۀ نفسانیه بوده است  • از شرائط ولایت فقیه «هجرت به دارالإسلام» و «ذکوریت»  • حُرمت سکونت و اقامت در بلاد کفر  • عدم جواز دخول زنان در مجلس شوریٰ  • تعیین ولیّ فقیه به نظر اهل حلّ و عقد است؛ نه اکثریت مردم  • اکثریت مردم تابعِ منطق احساس‌اند؛ نه منطق عقل  • تفکیک قوای ثلاثه،‌ مبدأش از ارسطو است   • در حقوق، عدالت مطلوب است نه تساوی  • هیچ مکتبی مانند اسلام حفظ حقوق اقلیّت‌ها را ننموده است  • جهاد در هر زمان واجب کفائی است، و باید زیر نظر ولایت فقیه باشد

نسخه عربی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج3

4
  • بالا برده، به أوج إنسانیت مى‌رساند. و گفتیم كه علم منحصر است در همان سه مورد: علم به معارف إلهى، علم به أخلاق، و علم به فقه أصغر. أمّا سائر علوم، مثل علم پزشكى، فیزیك، شیمى، زمین شناسى، زیست شناسى و بطور كلّى جمیع علوم طبیعى و ریاضى و جامعه شناسى و أمثال آن، موجب كمالِ إنسانى نیست، بلكه شرافت آنها مقدّمى است، نه ذاتى و أصلى.

  •  ألبتّه همه این علوم باید در جامعه مسلمین به نحو أتمّ و أوفر بوده باشد؛ ولى صاحبان آن نباید بدان علوم اكتفا كنند و آنها را علم غائى و كمال نهائى خود بپندارند؛ بلكه آن علم را مانند علوم مقدِّمى و آلى قرار داده، و با قدم راستین در علوم إلهىّ و قرآنىّ، بدنبال كمال مطلوب و غائى خود بروند. بنابراین، احتیاج به این علوم كه علوم مادّى است، احتیاج مقدّمى است براى حیات إنسان، نه اینكه شرافت ذاتى داشته باشد.

  •  و بطور مسلّم ما براى زندگى خود احتیاج به تنفّس، غذا و مسكن داریم، و همه اینها هم ضرورى است؛ ولى ما نمى‌توانیم اینها را كمال خود بشمار آوریم. فرق است بین أمرى كه براى إنسان موجب كمال میشود، و بین أمرى كه إنسان در زندگى نیاز به آن دارد. اگر إنسان عمرش صد سال هم بشود، و به اندازه‌اى برومند و صحیحُ المزاج باشد كه در این صد سال مریض نشده باشد و از دنیا برود، تازه مثل یك شیر و پلنگى مى‌ماند كه در كوه با سلامت مزاج زندگى كرده و سپس مرده است؛ و شاید هم آن حیوان جلوتر باشد. پس اینها موجب كمال نیست. آنچه موجب كمال إنسانى است، إنسانیت است؛ و إنسانیت إنسان هم به علم و درایت و عرفان اوست. اگر این پیدا شد، إنسانیت هست و إلّا نیست.

  •  از اینجا بدست مى‌آوریم كه: تعبیر بعضى از معاریف ـ وقتى در زمان سابق، جمعى نزد ایشان رفته بودند ـ كه در ضمن گفتارشان گفته بودند: «إنسان باید بدنبال علم برود، و آنچه در روایت آمده است كه پیغمبر فرمود: اطْلُبُوا