در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج2

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «ادلۀ ولایت فقیه و سعۀ دلالت آنها» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • در ولایت فقیه باید علم ظاهر و علم باطن با هم جمع باشد  • بحثی دربارۀ مطلق و مقیّد و کیفیت أخذ به اطلاق   • شناخت علمای سوء از راه ادراک وجدانی و فقه قلبی   • حرمت تقلید در صورت مشاهدۀ فسق ظاهر از مرجع تقلید   • بهترینِ خلق خدا بعد از انبیاء، علماء هستند در صورتی که صالح باشند  • برای مرجعیت، ملکه‌ای بالاتر از عدالت لازم است  • بحثی در عدم صحتِ استصحاب عدالت فقیه، وقتی به مرجعیت می‌رسد  • رجوع جاهل به عالم از جهت فطرت، عقل و شرع  • هنگام دسترسی به اعلم، رجوع به عالم، خلاف است  • دلیل قطعیِ عقلی بر لزوم تشکیل حکومت  • میزان اعلمیت فقیه، اعلمیت به کتاب‌الله است  • هر خبری که خلاف علم باشد، قبل از رجوع به سندش مردود است  • برخی دیگر از روایات دالّه بر ولایت فقیه   • بحث پیرامون «تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه‌السلام»

نسخه عربی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج2

4
  • مى كنند، تا به آنجا كه میگویند: أُوْلَئِک خُلَفَآءُ اللَهِ فِى أَرْضِه‌. این أفراد، حُجَج إلهیه و علماى ربّانى و خلفاى پروردگار در روى زمین هستند؛ و ولایت از آنِ ایشانست. حضرت خلافت را در میان اینها منحصر مى‌فرماید.

  •  یعنى میخواهد بفرماید: خلافت إلهیه در روى زمین فقط به علم است. و هر دلى كه ظرفیتش از علم بیشتر باشد، سهمیه بیشترى از ولایت دارد. و ولایت كلّیه إلهیه از آنِ كسى است كه علمش مطلق باشد. و از آن گذشته، أفرادِ دیگر بحسب درجات قلب و إدراك و علومشان از ولایت برخوردارند. و هر إنسانى كه به علوم واقعیه و حقیقیه إلهیه برسد، به مقدار وصولش از این مقامِ خلافت و ولایت سهمیه گرفته است.

  • تقسیم جمیع مردم را به سه گروه‌

  •  سپس حضرت مردم را به سه دسته قسمت نموده، مى‌فرماید: النَّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعَالِمٌ رَبَّانِىٌّ، وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِیلِ نَجَاةٍ، وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ.

  •  النَّاس ثَلاثَةٌ. «مردم، همگى بدون استثناء سه دسته هستند؛ یا عالم ربّانىّ، یا متعلّم در راه نجات، و یا غُثاء و أفراد بى شخصیت و بى أصالتى كه مانند پشه‌ها و مگس‌ها در فضا منتشرند، و این طرف و آن طرف بدنبال هر صدائى مى‌روند و با هر بادى به حركت در مى‌آیند.»

  •  از اینكه حضرت مى‌فرماید: النَّاسُ ثَلاثَةٌ، «تمام أفراد مردم از این سه دسته خارج نیستند» معلوم مى‌شود كه خودشان هم داخلند. زیرا خود حضرت هم جزء أفراد مردمند؛ و این تقسیمى كه مى‌كنند شامل خودشان هم مى‌شود.

  •  و بعد إدامه مى‌دهند تا مى‌رسد به این جمله كه مى‌فرمایند: الْعُلَمَآءُ بَاقُونَ مَا بَقِىَ الدَّهْرُ؛ أَعْیانُهُمْ مَفْقُودَةٌ، وَ أَمْثَالُهُمْ فِى الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ. «علماء باقیند تا هنگامى كه روزگار باقیست؛ گرچه بدنهاى آنها در زیر زمین رفته و پوسیده باشد، و لیكن أشباح و أمثال و آثار آنها در دلها موجود است.» و مسلّم است كه: الْعُلَمَآءُ بَاقُونَ مَا بَقِىَ الدَّهْرُ، نیز شامل حال خودشان هم میشود؛ زیرا حضرت نمى‌خواهند خود را از این معنى استثناء كنند.