در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

نسخه عربی

امام شناسی ج1

7
  • است و هم‌چنین گوش و سایر اعضاء، چون مرتّباً قلب از مراقبت خود دریغ ننموده و دائماً خون به عنوان غذا و دوا و دافع دشمنان خارجی و عوامل موجب فساد و میکرب‌های مهلکه می‌فرستد.

  •  لذا چشم و گوش در تحت ولایت سلطان قلب زنده و پاینده‌اند قلب دستگاه معدّل و تنظیم کننده قوا و حیات بخشنده اعضای انسان است.

  •  و امّا از نقطه نظر معنی، مغز و دستگاه مفکره منظّم کننده این قوا و اعضاء می‌باشد،

  •  چشم فقط می‌بیند یعنی در اثر انعکاس نور، صورتی از شیئی مرئی در حدیبیه و عدسی چشم منعکس می‌گردد؛ امّا این صورت چیست و با او چه‌کار باید کرد، این وظیفه چشم نیست، این کار مغز است که این صورت را گرفته و روی او حساب می‌کند و از این صورت بهره برداری می‌نماید.

  •  و لذا کسانی‌که مست شده‌اند یا بی‌هوش و یا دیوانه گشته‌اند در چشم آنان نقصانی به وجود نیامده است چشم کاملًا سالم و در منعکس نمودن شعاع و پدیدار نمودن صورت مرئی بسیار صحیح و بجا کار می‌کند ولی چون دستگاه مغز و مفکره از کار خود دست کشیده و به وظیفه خود عمل نمی‌کند. سلسله اعصاب این صورت را که به مغز تحویل می‌دهند مغز نمی‌تواند آن را بشناسد و آن را در محلّ خود اعمال کند.

  •  لذا دیده می‌شود که شخص مست خواهر و مادر خود را به جای عیال خود می‌گیرد و در صدد تعدّی به آنان بر می‌آید؛ در معبر عام لخت و عریان حرکت می‌کند و نمی‌تواند تشخیص دهد که صورت معبری را که سابقاً در قوای ذهنیه خود محفوظ داشته است با این صورت معبر فعلی تطبیق کند و سپس حکم به عدم جواز حرکت در حالت عریان بودن در معبر نماید.

  •  شخص مست، هرزه می‌گوید، عربده می‌کشد، در نزد بزرگان کارهای سخیف و ناروا می‌کند، از خوردن کثافات و خبائث دریغ ندارد و از جنایات خودداری نمی‌کند، با آن که قوای سامعه و ذائقه و لامسه او کار خود را انجام می‌دهد، لکن چون دستگاه کنترل و تنظیم مغز خراب شده است لذا نه تنها نمی‌تواند از این چشمِ بینا و گوشِ شنوا و دستِ توانا بهره برداری کند بلکه به عکس آنان را در راه هلاکت و فساد مصرف نموده و به وسیله آنان تیشه به اصل شاخ و بن هستی خود می‌زند.