
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
5ضرر و زیان مىشود. و یا بهواسطه جهل به راه بدست آوردن ثمر، و یا بواسطه عوامل اتّفاقی دیگرى خسران و ضرر مىبیند. این خسران، یک نوع ضرر و زیانى مىباشد که امید زوال آن وجود دارد؛ زیرا چه بسا صاحب زیان متنبّه و متوجّه مىشود، و عمل خود را از سر گرفته و تدارک ضایعات و قضاء ما فات مىنماید.
و چه بسا خسارت مىکند درحالىکه خودش اذعان دارد به اینکه سود مىبرد؛ و ضرر مىبیند درحالىکه اعتقاد دارد به اینکه منفعت مىکند و غیر از این نمىبیند و اعتقاد ندارد. و این شدیدترین مراتب خسران مىباشد که ابداً روزنه امیدى براى زوالش موجود نیست.
از این گذشته، انسان در حیات دنیوى خود شأن و حالى ندارد مگر تلاش براى سعادت خود، و مقصد و مقصودى غیر از آن ندارد. حال اگر سوار بر مرکب طریق حقّ شد و به هدف خود اصابت نمود ـ که آن حقِّ سعادت و عین پیروزى است ـ که هیچ؛ و اگر در طریق اشتباه نمود و نمىدانست که خطا کرده است، او کسى است زیانکار و در کردارش اهل خسران، و لیکن امید زوال این خسران براى وى وجود دارد؛ و اگر در طریق خطا نمود و به غیر حقّ برخورد کرد و بدان دلگرم شد و آرامش یافت، و این حالش طورى شد که هرگاه از نشانههاى حقّ بر او ظاهر گردد، نفسش آن را با حجابِ إعراض ردّ نماید، و نفس او براى او زینت دهد انواع استکبار و عصبیت جاهلیت را؛ بنابراین او زیانکارترین افراد است از حیث کردار، و ناکامترین آنهاست از نظر تلاش. زیرا که وى گرفتار خسرانى گشته است که امید زوالش نیست، و ابداً دریچه رجائى در آنکه روزى به سعادت مبدّل شود وجود ندارد. و اینست معنى کلام خداى تعالى در تفسیر این فقره «باخسارتترین افراد از حیث عمل» که مىفرماید: «آنان کسانى هستند که سعى و تلاششان در حیات و
