
خصوصیات عصر امام حسن و امام کاظم علیهما السلام از منظر علامه طهرانی
خصوصیات عصر امام حسن و امام کاظم علیهما السلام از منظر علامه طهرانی
9و عبد اللَه بن عُرْوَة بن زُبَیر به پسرش مىگوید: یا بُنَىَّ! عَلَیک بِالدِّینِ، فَإنَّ الدُّنْیا مَا بَنَتْ شَیئاً إلَّا هَدَمَهُ الدِّینُ، وَ إذَا بَنَى الدِّینُ شَیئاً لَمْتَسْتَطِع الدُّنْیا هَدْمَهُ. أَلَا تَرَى عَلِىَّ بْنَ أبِى طَالِبٍ وَ مَا یقُولُ فِیهِ خُطَبَاءُ بَنِى امَیةَ مِنْ ذَمِّهِ وَ عَیبِهِ وَ غِیبَتِهِ! وَ اللَه لَکأنَّمَا یأخُذُونَ بِنَاصِیتِهِ إلَى السَّماءِ! ألَا تَرَاهُمْ کیفَ ینْدُبُونَ مَوْتَاهُمْ وَ یرْثِیهِمْ شُعَرَاوُهُمْ! وَ اللَه لَکأنَّمَا ینْدُبُونَ جِیفَ الْحُمُرِ!
«اى نور دیده پسرک من! بر تو باد به دیندارى! چرا که هر چه را دنیا آباد کند، دین آن را خراب مىکند، و اگر دین چیزى را آباد کند، در قدرت و توان دنیا نیست که آن را خراب کند. آیا نمىبینى على بن أبى طالب را و آنچه را که خطباى بنى امَّیه در مذمّت و عیب و غیبت او مىگویند؟! قسم به خداوند هر آینه گویا موى جلوى سر او را گرفته و به بالا برده و نشان مىدهند. آیا نمىبینى چگونه ایشان بر مردگان خود ندبه و زارى مىکنند و شعرائشان مرثیه سرائى مىنمایند؟! قسم به خداوند هر آینه گویا بر جیفهها و مردارهاى خران، ندبه و زارى مىنمایند!»
آرى در این قضیه و عکس العمل، غرابتى نمىباشد. چون خداوند أولیاء خود را که با نفوس و جان هاى ارزشمند، و با نفایس و تُحَف وجودى خویشتن در ذات خدا فداکارى و تضحیه و قربانى کرده اند رها ننموده و بى یاور نمى گذارد. و چگونه دشمنان خود را یارى کند در حالى که آنان رایت جنگ با خدا و با أولیاى خدا را برافراشته اند؟ ﴿إنَّ اللَه مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُون﴾ «خداوند حقّاً با کسانى است که تقوى پیشه گرفته اند و کسانى که حقّاً ایشان احسان کننده هستند».
سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر امام کاظم علیه السّلام
حضرت امام موسى کاظم علیه السّلام [حضرت در سال ١٢٨ و یا ١٢٩ متولد شدند و در پنجم و یا بیست و پنجم از ماه رجب سنه ١٨٣ شهید، و در مقابر قریش همانجائى که قبرشان امروزه مزار مىباشد مدفون گردیدهاند.] ایام امامتش را [امامت به آنحضرت در سال وفات پدرشان: سنه ١٤٨ منتقل شد. و بنابراین مدت زمان امامتشان سى و پنج سال بوده است.] در میان دو زندان سپرى نمود: زندان خانهاش که بعید از تماس با مردم از خوف بنى عباس بود، و زندان بنى عباس که شدید الظُّلم و الظُّلمة بوده است.
