
خصوصیات عصر امام حسن و امام کاظم علیهما السلام از منظر علامه طهرانی
خصوصیات عصر امام حسن و امام کاظم علیهما السلام از منظر علامه طهرانی
3آیا مىتوان گفت از آن حضرت بعد از شهادت أمیر المؤمنین علیه السّلام تا زمان شهادت خودشان که ده سال تمام به طول انجامید، حدیثى از ایشان صادر نشده است؟! و أیضاً از حضرت سید الشّهداء علیه السّلام که ده سال دیگر نیز حیات داشتند، و تا واقعه کربلا و عاشورا مجموعاً بیست سال طول کشیده است، حدیثى از ایشان صادر نشده است، با آنکه محلّ مراجعه مردم و امام امَّت بوده اند؟!
نه!! البته چنین احتمالى نمىرود. و آنچه به ظنّ قریب به یقین به نظر مىرسد آن است که در تمام طول این مدّت، حکومت با معاویه بن أبى سفیان - علیه الهاویة و الخِذلان - بوده است. و وى به طورى که در جمیع تواریخ مىیابیم چنان امر را بر مسلمین تنگ گرفت و سخت نمود تا احدى جرأت نقل و حکایت حدیث را نداشت، تا چه رسد به تدوین و کتابت آن.
معاویه در سفرى که به مدینه نمود پس از بحث با قَیس بن سَعد بن عُبَادَه و بحث با عبد اللَه بن عباس، دستور داد تا منادى او در مدینه ندا در داد: هر کس روایتى و یا حدیثى در شأن و فضیلت أبوتراب نقل کند، ذمّه خلیفه از او بَرى است. خونش و مالش و عِرْضَش هَدَر است. بنابراین کسى جرأت نقل و روایت یک حدیث را هم نداشت، مضافاً به آنکه به تمام استانداران و أئمّه جمعه و جماعات شهرها و ولایات نوشت: نه تنها از فضیلت على بن أبى طالب أبوتراب چیزى بیان نکنند، بلکه در عقب نمازها بر همه واجب است او را سَبّ کنند.
مرحوم مظفّر، اجمال و شالوده حکومت معاویه، و ستم بر حضرت امام حسن علیه السّلام را بدین گونه بازگو مىکند: آن ایام تر و تازه و جمیل و مُشْرِق به نور حق، سپرى نشد مگر آنکه به دنبالش عصر ظلم و ظلمت، دوران و عصر معاویه، بر شیعه، ناگهان با ابر سیاهى سایه افکند. شیعه در آن عصر بهره اى جز جور و اعتساف و فشار و سرکوبى نیافت. گویا معاویه فقط امارت یافته بود تا در رسالتش حکم به نابودى و هلاکت جمیع شیعه بنماید، و گویا شیعیان تشیع را اختیار کردهاند تا با گردن هاى خود به استقبال تیرها و کمان هاى جور و ستم او بروند.
