در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

احرام در میقات عشق

0
نسخه عربی

احرام در میقات عشق

3
  • مرحوم شیخ در رجال می‌نویسد که: «عطیه عوفی از اصحاب أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام بوده، و بعد دارد عطیه عوفی کوفی از اصحاب حضرت باقر هم بوده است.»1 

  • و بعضی گفته‌اند: شاید دو عطیه وجود دارد و امّا مرحوم مامقانی در تنقیح المقال می‌گوید:«هیچ بُعدی ندارد کما اینکه بعضی گفته‌اند که همان عطیه است، منتهی عمرش از زمان امیرالمؤمنین علیه‌السّلام تا حضرت باقر بوده. در زمان امیرالمؤمنین بیست ساله هم که بوده از اصحاب حضرت حساب می‌شده است. و پنجاه و پنج سال هم تا زمان حضرت باقر طول می‌کشد که در مجموع می‌شود هفتاد و پنج سال و مقداری هم از زمان حضرت باقر را درک کرده است و این هیچ بُعدی ندارد.»2 

  •  عطیه از شاگردان ابن عباس است. تفسیری نوشته در پنج جزء و سه مرتبه آن تفسیر را به ابن عباس عرضه داشته، و هفتاد بار قرآن را در نزد ابن عباس قرائت کرده است3 عطیه هم از بزرگان روات شیعه است.4 جابر بن عبد‌اللَه‌ أنصاری حرکت می‌کند از مدینه و می‌آید در کوفه. حالا از مدینه با عطیه آمده یا از مدینه آمده در کوفه و در کوفه با عطیه کوفی به سوی قبر حضرت سیدالشّهدا برای زیارت آمده، اینها دیگر معلوم نیست.

  • احرام در میقات عشق

  •  اجمالاً امروز که روز اربعین است، این روایت را در کتاب بشارة المصطفی5، که از کتب نفیس شیعه است، مرحوم عماد الدین طبری‌ آملی نقل می‌کند با سلسله سند متّصل خود از همین عطیه که می‌گوید:

  • «روز اربعین، با جابر بن ‌عبداللَه أنصاری حرکت کردیم برای زیارت قبر سیدالشّهداء علیه‌السّلام. جابر آمد در نهر فرات غسل کرد و بعد جامه‌های خود را إحرام کرد و مقداری از عطر سٌعد بر بدن خود پاشید و حرکت کرد به سوی قبر و آرام، آرام حرکت می‌کرد. بنده یک وقتی فکر می‌کردم در همین قضیه غسل کردن و إحرام بستن جابر؛ چون در روایات داریم که کسی که برای حجّ حرکت می‌کند، اگر إحرام ندارد که ببندد، همان لباس خود را إحرام کند، منتهی وارو بپوشد. کتش را وارو کند، دست‌هایش را در بیاورد، بالای کتش را بیندازد روی شانه‌اش و دست‌ها را از پایین آویزان کند. 

    1. رجال شیخ طوسی، ص  ٥١; سفینه البحار، ج ٦، ص ٢٩٦.
    2. تنقیح المقال، ج ٢، ص ٢٥٣.
    3. ریحانه الادب، ج ٤، ص ٢١٨; سفینه البحار، ج ٦، ص ٢٩٦; تنقیح المقال، ج ٢، ص ٢٥٣.
    4.  رجال شیخ طوسی، ص ٥١; تنقیح المقال، ج ٢، ص ٢٥٣; سفینه البحار، ج ٦، ص ٢٩٦.
    5. بشارة المصطفى، ص ٧۴.