احرام در میقات عشق
2بسم اللَه الرحمن الرحیم
کسی که عمل قومی را دوست داشته باشد با عمل آنها شریک میشود.
جابر بن عبداللَه انصاری، بعد از چهل روز آمد برای زیارت قبر سیدالشّهداء علیهالسّلام و به عطیه عوفی کوفی گفت: من از پیغمبر شنیدهام که پیغمبر فرمود:
«هر کسی که دوست داشته باشد قومی را با آنها محشور میشود و هر کسی که عمل قومی را دوست داشته باشد با عمل آنها شریک است.1
پس ما با امام حسین جهاد کردیم، ما با امام حسین کشته شدیم، ما با آنان هستیم، چون من قلبم حکایت میکند که با امام حسین است. محکم هم میگفت. در آن وقت که به زیارت قبر سیدالشّهدا علیه السّلام آمد، هفتاد و دو سال از عمرش میگذشت. چون جابر از اصحاب رسول خدا است، و مرد بزرگی بوده، در جنگ بدر شرکت داشته، در جنگ اُحد شرکت داشته، در هجده غزوه از غزوات پیغمبر با پیغمبر شرکت داشته است.
جابر شخصی فقیه، با معرفت و از شیعیان خالص أمیرالمؤمنین می باشد.
و مرحوم میرزا محمّد استرابادی در رجال2 مینویسد که: در هجده غزوه شرکت کرده؛ و ابن عبدالبرّ در إستیعاب3 دارد که در جنگ صفین در رکاب امیرالمؤمنین بوده است.خیلی مرد بزرگی است! پدرش عبداللَه بن عَمرو بن حرام انصاریست که در جنگ احد شهید شد و با همین پسرش جنگ میکرد. پدرش شهید شد و پیغمبر قبر او را و قبر عَمرو بن جَمود را در یک قبر قراردادند.4 از شیعیان خالص امیرالمؤمنین است جابر؛ یعنی از افرادی است که رَجِعَ اِلی أمیرالمؤمنین ولایته. و ما در بین بزرگان شیعه که دارای کتب رجال و تراجم هستند، هیچ قدحی نسبت جابر بن عبداللَه انصاری ندیدهایم.
در کوچههای مدینه راه میرفت و فریاد میزد: عَلی خیرُ البشر مَن اَبی فقد کفَر.5 میگفت: «ای مردم، به علی بگروید! اگر ببینید که نسبت به علی محبّت ندارید بروید از مادر خودتان علّت را سؤال کنید» و علناً هم میگفت. عمر کرد تا سن نود سالگی، حضرت امام محمّد باقر علیهالسّلام را هم درک کرد، و سلام پیغمبر را هم به آن حضرت رساند، و از دار دنیا رفت. و در قضیه کربلا معلوم نیست که چشم او نابینا بوده6 و بلکه براساس روایتی که ذکر شده -که بعد از قضیه کربلا روزی در خانه حضرت سجاد بود و حضرت امام محمّد باقر بیرون آمدند، حضرت را دید و گفت:«ای پسر این طور حرکت کن، آن طور حرکت کن بعد گفت این شمائل، شمائل رسول خدا است»7 استفاده میشود که در آن وقت هم چشم داشته است. و اینکه در آخر عمر چشم نداشته و نابینا از دار دنیا رفته، آن هم جای تردید است. خلاصه یک مرد جا افتاده، فقیه و از شیعیان خالص و با معرفت است. هنگامی که خبر شهادت سیدالشّهداء علیهالسّلام به او رسید از مدینه حرکت کرد وآمد برای زیارت قبر سید الشهداء با عطیه عوفی کوفی.
- بشارة المصطفى، ص ٧۴
- ابن عساکر، ج ١١، ص ٢١٤
- ابن عبدالبَرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب ١٤١٢، ج ١، ص.٢٢٠
- ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۲، ج۱، ص۲۲۰؛ ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ۱۴۱۷، ج۱، ص۳۷۷
- کنز العمال ج٥، ص ٦٢٥؛ بحار الانوار، ج ٢٦، ص ٣٠٦، حدیث٦٨
- درباره اينکه آيا جابر در وقت زيارت قبر مطّهر حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام نابينا بوده يا نه، تحقيقى در جلد سوّم از کتاب «امام شناسى» از دوره علوم و معارف اسلام، درس سى و يکم، در ضمن بيان حديث جابر درباره أئمّه اثنى عشر عليهم السّلام آورده شده است
- تفسير برهان ج ١، ص ٢٣٤ و ص ٢٣٥؛ غاية المرام، ص ٢٦٥ و ٢٦٦

