احرام در میقات عشق
7محبت اهل بیت علیهم السلام ضامن سعادت و خوشبختی
آن وقت جابر گفت: ببرید من را به سوی خانههای کوفه. عطیه میگوید: مقداری که در راه با یکدیگر حرکت میکردیم و در بین راه من را موعظه میکرد، گفت: ای عطیه! آیا وصیت کنم تو را؟ گمان ندارم که دیگر بعد از این سفر من به تو برخورد کنم، این وصیت را از من گوش کن:
«دوست بدار دوست آل محمّد را مادامی که ایشان را دوست دارد! و دشمن بدار دشمنان آل محمّد را تا هنگامی که با آنها دشمنی دارند! گر چه تمام روزها، روزه باشند و تمام شبها به عبادت برخیزند. مدارا کن با دوست آل محمّد چون اگر بواسطه کثرت گناهانش يک قدمش بلغزد، قدم ديگر او در اثر محبّت ايشان برقرار و ثابت مىماند.بدان که دوست ایشان به بهشت میرود. و عاقبتِ دشمن ایشان به دوزخ و جهنّم خواهد بود.»1
این آخرین سخنان جابر بود با عطیه. و خوب این مرد درک کرده روح دین را. ببینید چقدر خوب معیت خود را با سیدالشّهداء بیان کرده است! میگوید: من اصلاً از شما هستم، من با شما جنگ کردم، در رکاب شما شمشیر زدم، من تشنگی خوردم، فرزند من سر بریده شد، فرزند من ذبح شد، برادران من کشته شدهاند، خودم هم ذبح شدم، چرا؟ چون نیت من اینطور است. خدایا به حق محمّد و آل محمّد به ما هم نوری عنایت بفرما که به روح دین آشنا شویم، و حقیقت دین را دریابیم. و به دلهای ما یقینی بده که تو را بهتر از این بشناسیم. سینههای ما را به نور اسلام منشرح بفرما! قدمهای ما را در صراط مستقیمت ثابت بنما! از همین امر و سرمایههایی که به ما دادی، ما را در راه خودت متمتع بنما! سیر و روش ما را در راه سیدالشّهداء علیه السّلام و اولاد و أصحاب آن حضرت قرار بده. و تا از ما راضی نشوی ما را از دار دنیا نبر! ما را مورد شفاعت آنها در دنیا و آخرت قرار بده! فرج امام زمان ما نزدیک بفرما!
- بشارة المصطفى، ص ٧۴.

