احرام در میقات عشق
6«والذي بعث محمدا بالحق نبيا لقد شارکناکم فيما دخلتم فيه؛ قسم به آن خدایی که محمّد را به حق برگزید و او را به عنوان خاتم النبین بر تمام افراد بشر مبعوث فرمود، که ای ارواح طیبه و طاهره! ای روح مقدّس سیّدالشّهدا! ای روح مقدّس اصحاب و جوانان! قسم به خدا که ما شرکت کردیم در آنچه شما در آن داخل شدید!» عجیب حرفی میزند- ما شرکت کردیم با شما؛ یعنی با کشته شدن شما، با إسارت شما، با ذبح اطفال شما، با تشنگی شما، با تمام این مَرارتهایی که بر شما وارد شد و وارد میشود ما شریک هستیم.
«قال عطية: فقلت له: يا جابر کيف ولم نهبط واديا ولم نعل جبلا ولم نضرب بسيف، والقوم قد فرق بين رؤوسهم وأبدانهم واوتمت أولادهم وارملت أزواجهم؟؛
ای جابر! چه میگویی تو؟! حرف بزرگی میزدی. چه حرفی گفتی؟ چگونه ما با آنها هستیم و در عمل آنها شریک هستیم، در حالتی که ما از کوهی بالا نرفتیم، از وادئی پایین نرفتیم، شمشیری بدست نگرفتیم و به کفّار نزدیم؟! امّا این گروه جدایی افتاد بین بدن و سرشان. اولاد آنها یتیم شدند، زنان آنها بیوه شدند»
جابر گفت:
«اِسمع، اِسمع یا حبیبی یا عطیه اِسمع إنِّی سمعت حبيبي رسول اللَه (صلى اللَه عليه وآله) يقول: من أحب قوما حشر معهم ومن أحب عمل قوم أشرک في عملهم، والذي بعث محمدا بالحق نبيا ان نيتي ونية أصحابي على ما مضى عليه الحسين (عليه السلام) وأصحابه خذني نحو أبيات کوفان؛ ای عطیه، آرام باش، آرام باش! گوش بده تامن برای تو بیان کنم. من شنیدم از حبیب خود رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم که فرمود:
«هر که دوست داشته باشد قومی را با با آن قوم محشور میشود و معیت با آن قوم دارد، اتحاد پیدا میکند با حقیقت و با اصل آن قوم و هرکس دوست داشته باشد عمل قومی را شریک میشود در عمل ایشان.» قسم به خداوندی که محمّد را به راستی برگزید! خدا میداند که نیت من و اصحاب من بر همان چیزی است که بر امام حسین و یارانش گذشته.

