خصوصیات ودستورات اولیاء الهی پیرامون ماه رجب
9ماه رجب ماه خداست! در ماه خدا غیر خدا را نباید داخل کرد
حضرت علامه طهرانی به طور کلّى در زندگیشان، در اعمال شخصى خودشان، توصیه به مراقبت بیشترى مىکردند و به رفقا و دوستان مىفرمودند: ماه رجب ماه الهى است، در ماه خدا غیر خدا را نباید انسان داخل کند.
توصیۀ های بزرگان راجع به شدّت مراقبه در این ماه شریف
رفقا از رعایت آداب وخصوصیات ماه رجب غفلت نکنند که این مأدبه، مأدبۀ الهی است و سفرهای که خداوند متعال برای بندگان خاص خودش در این ماه قرار داده است و در سایر ماهها نیست، تأثیرهایی که به واسطۀ فیوضات الهی در این ماه می آید، با ماههای دیگر تفاوت دارد و انگار یک جنبۀ توحیدی و تجلیات قوی تری در این ماه وجود دارد، که برای قطع تعلّقات در این ماه تأثیر بسیار زیادی دارد، بزرگان دستور میدادند که برای ورود به این أشهُر مبارکه (ماه رجب و شعبان و رمضان) از قبل خودتان را آماده کنید! نه اینکه از شب اوّل رجب بگوئید که: خوب ماه رجب آمد حالا بساطمان را آماده کنیم! نه! از مدّتی قبل خودتان را آماده کنید تا قلبتان برای وفود در این ماه آماده باشد! آماده کردن خود یعنی چه؟
١. صحبت کردن مهمترین آفت سلوک در نزد بزرگان
آمادگی یعنی : مراقبت ، مراقبت بیشتر و عنایت بیشتر و رعایت بیشتر نسبت به آنچه که به نظر انسان می رسد که او مقرّب است، هر کسی، هر چیزی را که به نظرش می رسد، در همان محدودۀ ظرفیت خودش انجام بدهد! یعنی صحبت با افراد را کمتر کنیم! از حرفهای بیخود و بیمعنا پرهیز کنیم! در دفتر کارمان هستیم، یکی میخواهد بیاید با ما بنشیند حرف بزند به او بگوئیم: آقا برو با دیگری حرف بزن! (حرفهای بیأساس، نه حرفهای ضروری که مربوط با کار هست، بلکه مسائل بیارزش مثل اینکه فلان چیز گران و فلان چیز ارزان شد یا فلان جا زلزله آمد و از این حرفهائی که همه میزنند) یا در جائی هستیم و میبینیم افراد دارند صحبت میکنند گوش به آن صحبتها نسپاریم، دل به آن حرفها نسپاریم همین که دل میسپاریم آنها میآیند و در دل اثر میکنند! همانطور که تیر میآید و آن زهر خودش را وارد میکند! ولی اگر نه، به هنگام صحبت دیگران فقط یک چیزی از گوشش بگذرد و به آن توجّه نکند این اثر ندارد! باید دائم به ذکر مشغول باشیم ولو اینکه به زبان نیاوریم! مراقبه را بیشتر کنیم، در حد ضرورت مسائل را مطرح کنید، از توجه به مسائل زائد که چندان نفعی به حال ما ندارد، اخبار اینطرف و آنطرف چه می شود؟ بالا چه می شود؟ دیدنها، مسائل، ظواهر، آداب، رفت و آمدهای بیجا، ارتباطهای بیجا که فقط غیر از اتلاف وقت و تشویش اذهان و اضطراب خاطر ثمرهای ندارد، انسان باید پرهیز کند. حال که مسئله به دست ما نیست و ما که کاری نمی توانیم انجام بدهیم. و ما که نمیتوانیم تأثیری بگذاریم، اقلاً به خودمان بپردازیم، غیر از اینکه ذهنمان فکرمان با این مسائل به تشویش بیافتد و به اضطراب بیافتد و برای ورود و نفوذ جلوههای الهی قلب آرام و ضمیر مطمئن لازم است شما یک مسئله ریاضی را می توانی با فکرناراحت حل کنی؟ یا معادله را می توانی با یک فکر مشوّش بخواهی حل بکنی؟ میشود؟ نمیشود در فیوضات الهی هم شرطش قلب آرام و نفسی صاف است، قلبی که در اضطراب است فیض الهی بر آن نمی آید که نمی آید، می آید رد می شود به یکی دیگر می خورد.

