در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حكايتي از علامه طهراني راجع به ارادت به امام رضا

0
نسخه عربی

حكايتي از علامه طهراني راجع به ارادت به امام رضا

4
  • اين حقير عصر آن روز كه به محضر استاد گرامي مرحوم فقيد آية‌اللَه طباطبائي رضوان اللَه عليه مشرّف شدم؛ به مناسبت بعضي از بارقه‌ها كه بر دل مي‌خورد؛ و انسان را بي‌خانمان‌ مي‌كند؛ و از جمله اين شعر حافظ: 

  • برقي از منزل ليلي بدرخشيد سَحَر***وَه كه با خرمن مجنون دل افكار چه كرد
  • مذاكراتي بود؛ و ايشان بياناتي بس نفيس ايراد كردند؛ حقير بالمناسبه به خاطرم جريان واقعه امروز آمد و براي آن حضرت بيان كردم؛ و عرض كردم: آيا اين هم از همان بارقه‌ها است؟!

  • ايشان سكوت طويلي كردند؛ و سر به زير انداخته و متفكّر بودند؛ و چيزي نگفتند. 

  • رسمِ مرحوم آية اللَه ميلاني اين بود كه روزها يك ساعت به غروب به بيروني آمده و مي‌نشستند و حضرت علاّمه آية اللَه طباطبائي هم در آن ساعت به منزل ايشان رفته و پس از ملاقات و ديدار نزديك غروب به حرم مطهّر مشرّف مي‌شدند؛ و يا به نماز جماعت ايشان حاضر مي‌شدند؛ و چون يك طلبه معمولي در آخر صفوف مي‌نشستند.

  • تقريباً دو سه روز از موضوع نقل ما داستان خود را براي حضرت استاد گذشته بود، كه روزي در مشهد به يكي از دوستان سابق خود به نام آقاي شيخ حسن منفرد شاه‌عبدالعظيمي برخورد كردم و ايشان گفتند: ديروز درمنزل آية اللَه ميلاني رفتم؛ و علاّمه طباطبائي داستاني را از يكي علماي طهران كه در مسجد گوهرشاد هنگام خروج و بوسيدن در كفشداري مسجد اتّفاق افتاده بود، مفصّلاً بيان مي‌كردند؛ و از اوّل قضيّه تا آخر داستان، همين‌طور اشك مي‌ريختند؛ و سپس با بَشاشَت و خرسندي اظهار نمودند كه: الحمدلله فعلاً در ميان روحانيّون، افرادي هستند كه اينطور علاقه‌مند به شعائر ديني و عرض ادب به ساحت قدس أئمّه أطهار باشند؛ و اسمي ازآن روحاني نياوردند؛ و ليكن از قرائن، من اينطور استنباط كردم كه شما بوده باشيد؛ آيا اينطور نيست؟!

  • من گفتم: بلي، اين قضيّه راجع به من است؛ و آنگاه دانستم كه سكوت و تفكّر علاّمه علامت رضا و اِمضاي كردار من بوده است؛ كه شرح جريان را تؤامًا با گريه بيان مي‌فرموده‌اند؛ رحمة اللَه عليه رحمة‌ً واسعة‌ً.1

    1.  مهرتابان، ص٩5