حقيقت طيّ الأرض و قاليچة حضرت سليمان
7علاّمه: چون كاملاً بمقام كمال نرسيدهاند، طيّ الأرض آنها ناقص است؛و براي خلاّقيّت ابدان در محلّ منظور، احتياج به صرف وقت و إعمال قوّه بيشتري دارند؛ مانند طي الأرض أجانين كه معمولاً طول ميكشد، و راجع به آوردن تخت بلقيس در قرآن كريم وارد است:
﴿قَالَ عِفـْرِيتٌ مِّنَ الـْجِنِّ أَنَا ءَاتـِيـكَ بِـهِ قَـبْـلَ أن تـَـقُـومَ مِن مَّـقَـامِـكَ﴾. 1
و اين البتّه مستلزم زماني است؛ گرچه قليل باشد.
تلميذ: براي طيّ الأرض، بنابراين فرضيّه , ديگر چه نيازي بالتزام ترتيب سلسله عِلَل و معلولات طبيعي مانند اعجاز انبياء و خوارق عادات است؟
بلكه ميتوان گفت: با يك اراده الهيّه كُنْ، يَكونُ ميگردد ( بدون پيمودن ذرّات جسم با حركت جوهري سريع، سلسله مراتب لازمه خود را) و جسم اول در آن زمان و در آن مكان و با آن مشخصّات , جسم ثاني ميگردد در زمان ديگر و مكان ديگر و مشخّصات ديگر؛ و همينطور در داستان معجزات و خوارق عادت.
علاّمه: بلي اينطور ميشود گفت.2
- صدر آيه ٣٩، از سوره ٢٧: النّمل: « گفت عفريتي از جنّ به سليمان كه: من تخت بلقيس را در همين جلسهاي كه اينجا نشستهاي قبل از آنكه برخيزي براي تو ميآورم!»
- مهرتابان ص:٣٧٠ -٣٨٠

