حقيقت طيّ الأرض و قاليچة حضرت سليمان
5مانند عبور انسان با بدن مادّي و جسم طبيعيّ، از ديوار و يا از سقف اطاق بدون پارگي و شكاف ديوار و سقف، و عدم تحقّق خرق و التيام؛ با اينكه بزرگان از اهل معرفت ميگويند: اشكالي ندارد و واقع ميشود.
علاّمه در جواب فرمودند: بلي اشكالي ندارد، و شاهد آنكه در مجلسي براي آنكه نشان دهند كه أجانين از در بسته وارد ميشوند و اشيائي را كه بخواهند ببرند ميبرند، درِ صندوقي را كه در آن، بقچـه رخت و لبـاس بـود مـقفّل كردند و علاوه يك مرد چاق و قويّ الهيكلي هم روي صندوق نشست.
در عين حال فوراً ديدند بقچههاي لباس در بيرون صندوق است، وچون در صندوق را باز كردند ديدند صندوق خالي است؛ و معلوم شد در آنِ واحد، اجانين بقچهها را بيرون آوردهاند. و اين قضيّه چشم بندي نبوده است.
تلميذ: بالأخره جواب حلّي داده نشد؛ و مسأله با تمام اشكالات درموطن خود باقيست.
علاّمه: خرق عادت است.
تلميذ: آيا بوعلي سينا در مسأله طي الأرض تحقيقي نموده است؟ وتحليلي به عمل آورده است؟ چون ابن سينا از حكمائيست كه دنبال علل مادّي مسائل بسيار ميگردد، و خوب تحقيق ميكند.
علاّمه: جائي نديدم كه بوعليّ بحثي در طي الأرض كرده باشد، ولي بوعلي خارق عادت را قبول دارد، و معجزات أنبياء را تصديق دارد.
و در مسأله تخت بلقيس در آيه ٤٠ از سوره ٢٧: النّمل ميفرمايد:
﴿قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَ نْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي.﴾1در اينجا مراد از ارتداد طَرف، چشم برهم زدن نيست، بلكه هزار مرتبه زودتر از آنست؛ چون معناي طرف، پلك چشم نيست، و علاوه بايد بفرمايد: فـَلـَمّا لَـمْ يَرْتَدَّ إِلَـيْهِ طَـرْفـُهُ رَءَاهُ مُسْـتـَقـِرًّا عِـنـْدَهُ.
بلكه طرف بمعناي نگاه كردن با گوشه چشم است؛ و مراد اينست كه:قبل از آنكه نگاهت برگردد؛ يعني شعاع بَصَرت كه از چشم خارج ميشود و به اشياء ميافتد، و بواسطه قاعده انعكاس و شكستگي نور برميگردد و از آن اشياء به چشم ميخورد و بدينجهت إبصار متحقّق ميگردد.
- «و كسيكه در نزد او علمي از كتاب بود گفت: من تخت بلقيس را در اينجا ميآورم قبل از آنكه نگاهت برگردد؛ و چون سليمان تخت را در نزد خود مستقرّ ديد گفت: اين از فضل خداي من است.»

