حقيقت طيّ الأرض و قاليچة حضرت سليمان
4و نيز مادّه خود را در مبدأ اعدام نميكند و در مقصد خلق كند، بلكه زمين در زير پاي او پيچيده ميشود، و با اين پيچيدگي، در زمان بسيار كوتاهي به مقصد ميرسد؛ و در اينجا اشكال واضح وجود دارد.
زيرا اولاً: ما ميبينيم وضع زمين تغيير نميكند؛ هر چيز بجاي خود بوده و هست، مردم هر كدام در محلّ خود هستند، و فقط اين درنورديدگي وپيچيدگي نسبت بشخص سائر صورت ميگيرد.
و با فرض اينكه امر واقعي و حقيقي بوده، نه توهّمي و تخيّلي، معقول نيست كه جسمي و مادّهاي حركت كند، و نسبت و اضافهاش را با تمام موجوداتي كه با آنها نسبت و اضافه دارد تغيير ندهد.
و عـلاوه مـمكـنست در آنِ واحـد دو طـيّ الأرض در دو جـهت مـتعـاكـس صورت گيرد، پس لازمه اين تصوّر، حركت مادّه در دو جهت مختلف است؛ وتغيير وضع و نِسب همه اجسام ذي إضافه در دو تغيير متعاكس؛ وَ هَذِهِ الـمُسْتَحیلاتِ العَقلیه.
و ثانياً: خود حضرت عالي در مباحث اعجاز أنبياء در تفسير «الميزان» فرمودهايد كه: اعجاز، امر مخالف طبيعت و قانون مادّه نيست، و سُنَن و عِلَل ومعلولات را باطل نميكند؛ بلكه اعجاز موجبات تسريع تأثير علل در پيدايش معلولات ميگردد.
مثلاً عصاي حضرت موسي علَي نبيّنا و آله و عليهالسّلام براي آنكه زنده گردد و اژدها شود، روي سلسله مراتب علل طبيعيّه بايد چندين هزار سال بگذرد، ولي در اثر إعجاز اين سلسله علل بمجرّد اراده خدا يا رسول خدا فوراً كار خود را ميكنند، و معلول و نتيجه در خارج تحقّق مييابد؛ ولي در طيّ الأرض چنين تصويري نميشود كه موجودات بتوانند وضع اوليّه خود را باشخص سير كننده نگاه دارند.
علاّمه ( بعد از مدّت مديدي كه سر خود را پائين انداخته و به حال تفكّر بودند پاسخ دادند كه ): طيّ الأرض از خوارق عادات است.
تلميذ: خرق عادت در طي الأرض مسلّم است و صحيح؛ ولي اشكال در استحاله عقليّه است.

