
توصیه های حضرت آیه اللَه حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی پیرامون ماه رجب و اعمال لیلة الرغائب
توصیه های حضرت آیه اللَه حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی پیرامون ماه رجب و اعمال لیلة الرغائب
9و خسر المتعرضون الاّ لک «خسران زدهاند، خسران زده شدهاند و خاسرند آن کسانی که متعرّض غیر تو شدهاند.» غیر تو را به حساب آوردهاند، افراد دیگر را به حساب آوردند، حسابهایی در ارتباطاتشان در نظر گرفتند، حساب و کتاب در ارتباطاتشان مدّ نظر قرار دادند. خدا شاهد است که یک خطور که از انسان سر بزند، یک خطور، یک خطور که این خطور، خطور غیر الهی باشد، خطور، خطور مادّی باشد، خطور، خطور دنیوی باشد، به پای انسان مینویسند؛ یک خطور: با این رفیق بشویم، به دردمان می خورد. بد نیست حالا فرض بکنید که سلام، علیکی با این داشته باشیم. اینها همهاش چیست؟ اینها همهاش خسرالمتعرضون الا لک. تمام کسانی که متعرّض غیر تو شدند، اینها خسران پیدا میکنند. یک روزی همین میآید و پشت میکند. همین میآید و بیتوجّه...، آن وقت انسان خسران زده یعنی چه؟ یعنی اینکه: عجب! من که دو سال با این بودم، این همینطور سر یک مطلب واهی گذاشت رفت؟ این ناراحتی که برای انسان پیدا میشود، این ناراحتی مال چیه؟ مال این نیست که این گذاشته رفته، مال این نیست که...؛ دوسال این سرگردان این بوده، دو سال بیکار این بوده و دو سال علاّف این بوده و دو سال در ذهن خودش چیزهای دیگری را ترسیم میکرده، این مال این است اینقدر ناراحت میشود. یعنی چه؟ یعنی «خاسر». حالا اگر دو سال انسان باشد ولی تعلّق نداشته باشد، حالا وقتی که برود، ناراحت میشود؟ نه،میرود که میرود، برود، میرود که برود. ناراحتی دارد؟ دوباره برگردد، میخواهد برگردد، میخواهد برنگردد. چرا ناراحتی ندارد؟ به خاطر اینکه دل در اینجا گرو نگذاشته، متعرّض او نشده، ارتباط داشته، ولی متعرّض دیگری بوده، دل در گرو دیگری گذاشته و او هم که هیچ وقت از بین نمیرود. حالا اگر او از بین رفت خب انسان دیگر باید خلاصه، ندای وا مصیبتایش برود بالا. ولی نه، او از بین نمیرود. ولی غیر از او همه میروند. ما به چه کسانی دل بسته بودیم؟ ما به چه کسانی تعلّق داشتیم در زمان مرحوم آقا؟ به چه کسانی؟ به چه افرادی دل بسته بودیم؟ به چه افرادی تعلّق داشتیم؟ به چه افرادی پشت گرم بودیم؟ به چه افرادی توجّه داشتیم؟ کجایند؟ کجایند؟ رفتند همه. اینهم نتیجۀ و خسرو المتعرضون الا لک. پدر به ما گفت: متعرّض نباش! حرفش را گوش ندادیم. گفت به ما و گوش ندادیم. البتّه خیال میکردیم مطلب جور دیگر است و حالا ایشان مثلاً نظر جدّی ندارد. حالا میفهمیم: نه بابا! جدّی داشت میگفت، داشت جدّی میگفت و اینها همه برای انسان عبرت است.
