
توصیه های حضرت آیه اللَه حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی پیرامون ماه رجب و اعمال لیلة الرغائب
توصیه های حضرت آیه اللَه حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی پیرامون ماه رجب و اعمال لیلة الرغائب
5این ملائکه میآیند در کعبه و به دور کعبه طواف میکنند و خداوند به اینها خطاب میکند که: ای ملائکۀ من! از من بخواهید که هر چه میخواهید به شما عطا میکنم. ملائکه، اینها آدمهای با مروّتی هستند. میگویند:- سالک باید رفیق باشد، با معرفت باشد، تنها تنها نخورد، خلاصه به یاد رفقایش هم باشد. این ملائکه اینها همه از سُلاّک حسابی هستند، برای خودشان دعا نمیکنند میگویند: - خدایا! خواست ما از تو اینست که به افرادی که در این ماه روزه میگیرند و عبادت تو را میکنند حاجات آنها را بدهی. این خواست ملائکه است در شب اوّل ماه رجب. خداوند میفرماید که: من حاجت شما را برآورده کردم. این دیگر شمّهای از آنچه که در این ماه بود ما عرض کردیم. روایت از پیغمبر اکرم است و عرض کنم که البتّه آنها هم بیحساب نمیگویند، که چون میدانند که به حساب خودشان هم نوشته میشود. دنیا آقا! دنیای معامله است، دنیای معاملات است، آنها به خدا میگویند: خدایا! آنها را درست کن، آنها درست کنند ما را درست میکنند. خلاصه علی ای حال امّا بالآخره. فلهذا مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی أعَلَی اللَه مَقامَهَ در این کتاب شریف المراقبات ایشان میفرمایند که: رعایت ادب و شکر نسبت به ملائکه این است که انسان در ماههای رجب بر ملائکه درود بفرستد حالا که آنها دارند برای ما پیش سلطان استدعاء میکنند و حاجات را پیش سلطان انسان هم یک تشکری از آنها باید داشته باشد. این ماه ماه رجب است.
ماه رجب ماهی است که هر چه رفقا بیشتر مراقبه کنند در این ماه، باز کم کردند. ببینید من این تعبیر را میکنم: هر چه بیشتر مراقبه کنید، باز کم کردید. صحبت کردن در این ماه حتّی به مسائل صحیح هم مناسب نیست. صحبت کردن از کیسۀ انسان کم میکند. وقتی که شما یک حالی دارید، یک وِزانی در خودتان احساس میکنید، همین قدر بیائید صحبت کنید، حرف بزنید، این حرف زدن من نمیدانم چه تأثیری دارد ـ البتّه إنشااللَه بعد در همین فقرات عنوان بصری راجع به کثرت کلام مطلب میآید و در آنجا عرض میکنم ـ حالا به نحو اجمال که یکی از مسائل بسیار مهمّی که بزرگان به افراد تذکر میدادند قلّت کلام بود. قلّت کلام موجب میشود حالاتی که برای انسان پیدا بشود در نفس باقی بماند. نیاید بیرون. کلام به لغو و لعب و این حرفها که هیچ، اصلاً در او بحثی نیست که آن به طور کلّی نه تنها مزمحل و زایل میکند، بلکه اصلاً آنچه که انسان یافته از آن هم میگیرد. نخیر، اصلاً بحث در کلام صحیح است، بحث در کلام حقّ است. حتّی کلام صحیح را هم انسان نگوید، کم بگوید. سکوت خیلی عجیب است. سکوت یک وِزانی را در انسان به وجود میآورد که با حرف، یک همچنین وزان و یک همچنین متانتی و یک همچنین پُری که لازمۀ این قضیه این است که افاضات الهی بر قلب انسان بیاید، با صحبت یک همچین چیزی نمیآید. افرادی که زیاد صحبت میکنند، قلب آنها مشوّش است، اضطراب دارد. دیدید بعضیها مختلف بعضیها فرض کنید که ما مثلاً دیدیم، مرحوم علاّمۀ طباطبایی یا مثلاً بزرگانی را دیدیم یا مثلاً مرحوم آقای حدّاد، در مجلس که مینشستند، تا از ایشان سؤال نمیکردیم جواب نمیدادند؛ یا علاّمۀ طباطبائی، یک ساعت مینشستیم، همینطور به انسان نگاه میکرد. ولی بعضیها میگویند: آقا! یعنی چه؟ انسان بنشینند هِی همینطوری نگاه بکند، ساکت، یک حرفی بزنیم، یک چیزی، آقا! هوا گرم است، خیابان شلوغ است، جنسها گران شده، یک حرفی بالأخره بزنیم، یعنی چه آخر این؟
