
توجّه به ظاهر امام عليه السّلام نفس را از ادراك سرّ ولايت باز ميدارد
توجّه به ظاهر امام عليه السّلام نفس را از ادراك سرّ ولايت باز ميدارد
5وجود حضرت حجّة بن الحسن ارواحنا فداه ظهور اتمّ حقّ و مجلای اکمل ذات حضرت ذوالجلال است؛ مقصد خداست و آن حضرت رهبر و رهنماست. و ما اگر در توسّلاتمان به آن حضرت مستقلاًّ نظر کنیم و لقاء و دیدار او را مستقلاًّ بخواهیم، نه به فیض او نائل میشویم و نه به لقاء خدا و زیارت حضرت محبوب.
امّا به فیض او نمیرسیم چون وجودش استقلالی نیست، و ما به دنبال وجود استقلالی رفتهایم، و امّا به لقاء خدا نمیرسیم چون به دنبال خدا نرفتهایم و در آن حضرت خدا را ندیدهایم.
و لهذا اکثر افرادی که در عشق حضرت ولی عصر میسوزند، و اگر هم موفّق به زیارت شوند باز هم از مقاصد دنیه و جزئیه و حوائج مادّیه و معنویه تجاوز نمیکنند. روی این اصل است که آن حضرت را مرآت و آیه حقّ نپنداشتهاند، وگرنه به مجرّد دیدن باید خدا را ببینند و از وصال آن حضرت به وصال حقّ نائل آیند، نه آنکه باز خود آن حضرت حجابی بین آنان و بین حقّ شود و از او تقاضای حاجات دنیویه و آمرزش گناهان و اصلاح امور را تمنّی نمایند. چه بسیاری از افراد که به محضرش مشرّف شدهاند و آن حضرت را هم شناختهاند، ولی از عرض این گونه حاجات احتراز نکرده و همین چیزها را خواستهاند. پس در حقیقت نشناختهاند زیرا معرفت به او معرفت به خداست؛ مَن عَرفَکم فقدْ عرَف اللَه.1
هر کس بخواهد خدمت او برسد باید تزکیه نفس کند و به تطهیر سرّ و اندرون خود اشتغال ورزد؛ و در این صورت به لقای خدا میرسد که لازمهاش لقاء آن حضرت است. و به لقای آن حضرت میرسد که بالملازمه لقای خدا را یافته است، گرچه در عالم طبیعت و خارج مشرّف به شرف حضور بدن عنصری آن حضرت نشده باشد. پس عمدۀ کار، معرفت به حقیقت آن حضرت است نه تشرّف به حضور بدن مادّی و طبیعی. از تشرّف به حضور مادّی و طبیعی فقط به همین مقدار بهره میگیرد، ولی از تشرّف به حضور حقیقت و ولایت آن حضرت سِرّش پاک میشود و به لقاء حضرت محبوب، خداوند متعال فائز میگردد.
- ـ قسمتي از زيارت جامعه صغيره ميباشد كه در «مفاتيح الجنان» من عَرفهم فقد عرفَ اللهَ دارد، و همچنين در «مصباح كفعمي» ص 505؛ «كامل الزّيارات» ص 303 و ص 315؛ «البلد الأمين» ص 297
