
توجّه به ظاهر امام عليه السّلام نفس را از ادراك سرّ ولايت باز ميدارد
توجّه به ظاهر امام عليه السّلام نفس را از ادراك سرّ ولايت باز ميدارد
4این مسأله از مهمترین مسائل باب عرفان و توحید است که کثرات این عالم تنافی با وحدت ذات حقّ ندارند، زیرا وحدت اصلی، و کثرات تبعی و ظلّی و مرآتی است. و مسأله ولایت به خوبی روشن میشود که حقیقت ولایت همان حقیقت توحید است، و قدرت و عظمت و علم و احاطۀ امام عین قدرت و عظمت و علم و احاطۀ حقّ است تبارک و تعالی، دوئیتی در بین نیست و اثنینیتی وجود ندارد. بلکه خواستن از خدا بدون عنوان وساطت و مرآتیت امام معنی ندارد؛ و خواستن از امام مستقلاًّ بدون عنوان وساطت و مرآتیت برای ذات اقدس حقّ نیز معنی ندارد.
و در حقیقت خواستن از امام و خواستن از خدا یک چیز است، نه تنها یک چیز در لفظ و عبارت و از لحاظ ادبیت و بیان، بلکه از لحاظ حقیقت و متن واقع، چون غیر از خدا چیزی نیست.
﴿تَبارَك اسْمُ رَبِّك ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكرام﴾. (آیه ٧٨ از سوره ٥٥: الرّحمن)
این دو طائفه (وهّابیه و شیخیه) هر دو به خطا رفتهاند، زیرا اگر از ممکنات چه مادّی و چه مجرّد عنوان مرآتیت را برداریم، و چه به آنها عنوان استقلال بدهیم هر دو غلط است. و صحیح آن است که نه این است و نه آن، بلکه موجودات دارای اثر حقّ هستند و صاحب صفات حقّ هستند و مظاهر و مجالی ذات و اسماء حسنی و صفات علیای او میباشند.
مذهب وهّابیه به جبر و مذهب شیخیه به تفویض گرایش دارد و هر دو غلط است، بل أمرٌ بینَ الأمرَین و منزِلةٌ بینَ المنزلتَین1؛ و آن طلوع نور ذات اقدس حقّ است در کثرات مادّیه و مجرّده.
مذهب وهّابیه انکار قدرت و علم حقّ را در موجودات میکند، و مذهب شیخیه انکار قدرت و علم حقّ را در ذات خود حقّ؛ پس هر کدام از این دو مذهب به تعطیل گرویدهاند و این هر دو غلط است.
- ـ كافي، ج 1، ص 159، حديث 9 و13؛ توحيد صدوق، ص 360، حديث 3 و 8
