
توجّه به ظاهر امام عليه السّلام نفس را از ادراك سرّ ولايت باز ميدارد
توجّه به ظاهر امام عليه السّلام نفس را از ادراك سرّ ولايت باز ميدارد
3حقیر در ایامی که در معیت والد معظّم پس از سفر از حجّ بیت اللَه الحرام به عتبات عالیات مشرّف شده بودیم، روزی به حضرت آقای حدّاد روحی فداه عرض کردم: برای تشرّف خدمت حضرت صاحب الأمر چه دستوری میفرمائید؟
ایشان فرمودند: مقصد و مقصود اصلی ادراک ولایت آن حضرت و شناخت حقیقت آن حضرت است، و الاّ دیدن ظاهری امام علیه السّلام که بدون توجّه به آن مقصود مطلبی را حاصل نمینماید؛ امّا در عین حال اگر شما خواستید تشرّف ظاهری نیز خدمت آن حضرت حاصل نمائید این دستور را بمدّت بیست شب انجام دهید آن حضرت را خواهید دید. و حقیر چون دیدم که لیاقت ادراک حضور آن بزرگوار را ندارم از انجام آن عمل خودداری ورزیدم، و مآل امر خود را به خود صاحب ولایت واگذار نمودم، ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كنَّا لِنَهْتَدِي لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَه﴾1.
کلام مرحوم علاّمه ناظر بر معرفت حقیقت امام است نه تشرّف به حضور بدن عنصری
مرحوم والد رضوان اللَه علیه در جلد پنجم کتاب «امام شناسی» مطالبی را بس نفیس در این موضوع آوردهاند که ما در اینجا ذکر میکنیم:
وجود مقدّس حضرت بقیة اللَه عجّل اللَه تعالی فرجه آینۀ تمام نمای حقّ است؛ باید در آن آینه حقّ را دید نه خود را، چون خودی ندارد، و نمیتوان بدون آینه حقّ را دید، چون بدون آینه حقّ قابل دیدن نیست. و بنابراین حتماً باید حقّ را از راه و از طریق و از آینه و آیه آن ولی اعظم جست و بسوی او در تکاپو بود.
در دعاها و مناجاتها مخاطب خداست، از راه آن حضرت و از سبیل و صراط آن حضرت، و لهذا اگر به خود آن حضرت هم عرض حاجت کنیم و او را مخاطب قرار دهیم، باید متوجّه باشیم که عنوان استقلال به خود نگیرد و جامۀ استقلال به خود نپوشد؛ بلکه عنوان وساطت و مرآتیت و آیتیت پیوسته در ذهن و در مدّ نظر باشد. و در حقیقت باز هم خداوند را مخاطب قرار دادهایم؛ چون آینه و مرآت بما هو مرآة قابل نظر استقلالی نیست بلکه نظر تبعی است، و نظر استقلالی به همان صورت منعکس در آن بازگشت میکند.
- ـ سوره الأعراف (7) قسمتي از آيه 43
