تحقیقي از علامه سيد محمد حسين حسينی طهرانی پيرامون وحدت وجود
3آيات دالّه بر وحدت وجود در قرآن كريم
عزيزم! مگر آيات قرآن را نميخوانيم که: وَ هُوَ مَعَكمْ أيْنَ مَا كنتُمْ 1 «او با شماست هرکجا که بوده باشيد!» ؟
آيا اين معيّت , حقيقي است يا اعتباري و مجازي ؟ اگر بگوئيد: اعتباري است , در اين صورت ديگر ميان او و ما به هيچوجه ربط و رابطهاي برقرار نميشود، و هر ذرّه از ذرّات عالم و هر موجود از مُلک تا ملکوت جميعاً موجودات مستقلّه ميگردند، و به تعداد آنها بايد قائل به قديم و أزل و أبد شويم، و گفتار نبيّ محترم حضرت يوسف علي نبيّنا و ءآله و عليهالسّلام به دو رفيقِ و مصاحب زنداني خود درباره ما صدق خواهد کرد، آنجا که گفت:
﴿يا صَاحِبَيِ السِّجْنِ ءَأ رْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أمِ اللَه الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ﴾ 2
«اي دو همنشين زنداني من! آيا اين ارباب و خدانمايان جدا جدا و پراکنده مورد پسند و اختيار است، يا خداوند واحد قهّار ؟! ( که با عزّت و استقلالش در وجود و با اسم قهّاريّتش که از لوازم وحدت اوست، ديگر رَبيّ و اربابي و موجود جدا و پراکنده و مستقلّي را بجاي نگذاشته است ؛ و وحدت ذات أقدسش جميع وحدتهاي اعتباري و مجازي را سوزانده و اين خس و خاشاکها را سر راه برداشته است.»)
آيا ما هيچ در اين آيه مبارکه قرآن فکر کردهايم که:
﴿مَا يكونُ مِن نَجْوَي ثَلاَثَةٍ إلاَّ هُوَ رَابِعُهُمْ وَ لاَ خَمْسَةٍ إلاَّ هُوَ سَادِسُهُمْ وَلاَ أدْنَي مِن ذَلِك وَ لاَ أكثَرَ إلاَّ هُوَ مَعَهُمْ أيْنَ مَا كأنُوا﴾.3
«هيچگونه آهسته سخن گفتن و راز گفتن در ميان سه نفر نيست مگر آن که خداوند چهارمين آنهاست، و در ميان پنج نفر نيست مگر آن که او ششمين آنهاست: و پائينتر از اين مقدار هم نيست و بيشتر از اين مقدار هم نيست مگرآن که او با آنهاست هر کجا که باشند.» ؟!
در اين صورت اين معيّت خداوند با ما چگونه متصوَّر است ؟ اگر وي را از خودمان جدا و خودمان را از او جدا بدانيم، مثل دو رفيقي که با هم سفر ميکنند و دو نفري که در کارِ شرکت معيّت دارند ؛ در اين صورت اينکه معيّت واقعي نخواهد بود ؛ بلکه معيّت اعتباري و مجازي و دروغي است.
- قسمتي از آيۀ ٤! از سورۀ ٥٧: الحديد
- آيۀ ٣٩! از سورۀ ١٢: يوسف
- قسمتي از آيۀ ٧! از سورۀ ٥٨: المجادلة

