پرسش و پاسخ راجع به حجیت فعل اولیاء الهی
8این مسأله را حقیر در جلد دوم اسرار ملكوت بطور مبسوط و مشروح توضیح دادهام و اما مجملا اینكه: برای شناخت انسان كامل و ولیخدا ابتدائاً باید كمال و ولایت برای جوینده و پوینده مشخص و تعریف شود و بداند كه بطور كلی كمال انسان در چیست و انسان كامل به چه فردی اطلاق میشود؟ زیرا در این عرصه دیده میشود بسیاری از مكاتب و گروهها با طرح مطالب جاذب و امور غیر عادی و طبیعی و چه بسا انجام بعضی از كارهای فوق العاده و چشمگیر و إخبار از برخی حوادث، خود را به جای اولیای الهی و عرفاء كمّلین جا زدهاند و مردم كه از همه جا بیخبر و بیاطلاع از معارف اصیل الهی میباشند آنان را افراد برجسته و فوق العاده به حساب آورده، به دور آنان اجتماع میكنند و بدین وسیله موجب از دست رفتن فرصتها و از بین رفتن عمر و سرمایههای وجودی پروردگار به بشر میشوند. باید در درجه اول شناخت كه، ولایت و عرفان و توحید چیست و انسان كامل به چه مراتب و مراحلی از معرفت میتواند دست پیدا كند، آنگاه با تحقیق در رفتار روز و شب، سفر و حضر، صحت و مرض، سختی و رخاء و انطباق كردار و گفتارش و نیز بیان مطالب و سطح و مرتبه سخنانش كه در چه وادی و عرصهای معمولا به سخن میپردازد و آیا مطالبی را كه بیان میكند از روی مطالعه و درس و بحث است یا از روی شهود و احساس قلبی. و بطور كلی شناخت یك ولی الهی با معیارهائی كه ذكر شد باید همراه یك نوع اطمینان قلبی و سكونت خاطر باشد و این مسأله به صدق و صفای انسان و حرّیت در انتخاب فرد سالك باز میگردد، سالك چنانچه در نفس خود غل و غشی نداشته باشد و دل و ضمیر خود را بین خود و خدای خود صاف گردانده باشد و هیچ كلك و مرضی همراه با فحص و بحث او نباشد، طبق روایت امام حسن عسگری علیه السّلام، خداوند آن فردی كه شایسته و صلاح ظرفیت اوست به او مینمایاند، و اگر در دل خود روزنهها و جایگاههائی را برای نفس و انانیت و خواست خود باقی گذارده باشد، سعی او باطل و فحص او بینتیجه و اگر هم بر فرض دست او به ولی خدا رسید هیچ فائده و اثری بر آن مترتب نخواهد شد. از باب مثال نمونهای را ذكر میكنم: قبل از انقلاب اسلامی ایران در زمان گذشته روزی فردی معمّم و متشخص به مرحوم والد، رضوان اللَه علیه مراجعه میكند و از ایشان كسب تكلیف سلوكی و مقدمه موصله را مینماید. مرحوم والد پس از طی چند جلسه صحبت و تبیین مواضع و توضیح مراتب در جلسه آخر به او میفرمایند: حال با توجه به مطالبی كه در این جلسات گذشت تا چه حد شما حاضر و آمادهاید كه وجود خود و آثار وجودی و شئونات خود را در راه سیر و سلوك و اطاعت از استاد و انقیاد در برابر دستورات قرار دهید؟ آن فرد معمم پس از لحظهای تأمّل عرض میكند: من نسبت به همه مطالب و دستورات و اطاعت از آنچه میفرمائید استعداد و آمادگی دارم فقط نسبت به فلان مطلب اگر اجازه بفرمائید به راه و روش خود باشم. مرحوم والد قدس اللَه سره میفرمایند: اتفاقاً سؤال من برای همین مطلب بود. پس معلوم میشود شما آمادگی و تهیأ انقیاد و اطاعت را ندارید و آن جلسات خاتمه یافت. به نظر میرسد این مقاله تا حدودی پاسخ به سؤالات مذكوره را داده باشد البته سعی شده است كه تا حد ممكن عبارات ساده و قابل فهم برای عموم بوده از ذكر اصطلاحات و تعابیر غامض صرف نظر شده است، إن شاء اللَه در آینده توضیح بیشتر و جامعتری ارائه خواهد شد. إن شاء اللَه موفق و مرضی المرام باشید.

