در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرسش و پاسخ راجع به حجیت فعل اولیاء الهی

0
نسخه عربی

پرسش و پاسخ راجع به حجیت فعل اولیاء الهی

5
  • ولایت از ناحیه عبد كه همان فناء ذات عبد در ذات پروردگار است موجب استجلاب و استجذاب نفحات جمالیه و بارقه‌های اسماء و صفات كلیه حق بر قلب بنده است و همین ولایت از ناحیه پروردگار به معنای افاضه رشحات آثار جمال و جلال بر قلب و ضمیر بنده است و سلب اختیار و اراده او و جایگزینی اراده و مشیت خود بجای آنست، كه در این صورت بنده قادر بر انجام اموری كه از شئون اراده و اختیار حضرت حق است خواهد بود. ابن فارض عارف عظیم الشأن مصری رضوان اللَه علیه در این باره می‌فرماید: هی النفس ان القت هواها تضاعفت قواها و أعطت فعلها كل ذَرَّهٍ اینست مقام و مرتبه نفس كه اگر مخالفت هواهای او را كردی و با مشتهیات نفسانی به مبارزه و معارضه پرداختی غذای او رو به تزاید رود تا جائی كه بر تمام ذرات عالم وجود هیمنه و سیطره و استیلا خواهد یافت. این مرتبه برای پیامبران الهی و حضرات معصومین علیهم السّلام و نیز برای اولیای الهی بدست خواهد آمد. و شرط زعامت و امامت و قیادت است، زیرا تا انسان از ذات و نفس خود عبور نكرده باشد و مراتب هواها و امیال نفسانی را حتی تا آخرین و عمیق‌ترین مراحل آن در نوردیده باشد مدركات و امیال و بروزات و ظهورات او نمی‌تواند صد در صد الهی و ربوبی باشد و چه بسا آمیخته‌ای از هوا و نصیبی از عالم غیب باشد كه این موقعیت برای اسوه و الگو قرار گرفتن مناسب نیست. بنابر این چنانچه در آیات الهی آمده است:﴿وَ جَعَلناهُم أئِمَّةً يهدُونَ بِأمرِنا وَ أوحَينا إلَيهِم فِعلَ الخَيراتِ وَ إقامَ الصَّلَوةِ وَ إيتاءَ الزَّكوةَ وَ كانوا لَنا عابِدينَ﴾ و ما ایشان را پیشوایانی قرار دادیم كه مردم و خلائق را با امر و اراده و مشیت ما بسوی تعالی و كمال هدایت كنند (نه از سر خود و بر اساس هوا و سلیقه شخصی خود) و به آنها انجام امور خیر و به پا داشتن نماز و پرداخت زكات را وحی نمودیم و ایشان كاملا و صد در صد در مقام عبودیت و انقیاد تام برای ما بسر می‌بردند. بدین لحاظ اطلاق لفظ امام و ولیّ خدا در لسان قرآن نسبت به بندگان خالص خدا به كسانی گفته می‌شود كه این مرحله از عبور و گذراندن مرتبه خواست و اراده نفس را طی كرده باشند، بنابراین اگر شخص با رعایت ضوابط شرع به نحو اتمّ و انجام ریاضات شرعیّه و سیر و سلوک الی اللَه و مخالفت با هواهای نفسانی و امیال دنیوی و دوری جستن از ریاستها و تفوّق طلبی و ترس و انقیاد تامّ و اطاعت کامل از دستورات اولیای الهی بتواند از مراحل مختلفه عوالم نفس عبور نموده باشد، آن شخص به مقام و مرتبه ولایت الهی خواهد رسید و ولیّ کامل پروردگار خواهد شد، زیرا تحقّق این مرتبه در وجود چنین شخصی اعتباری نبوده و جنبۀ تکوینی و واقعی پیدا می‌کند و مانند سایر اعتبارات شرعیّه که وضع و رفع آن به دست شارع است نمی‌باشد. چنین شخصی قابلیت احراز عنوان امام را پیدا می‌كند خواه از جانب الهی به این منصب رسیده باشد یا نرسیده باشد و مأمور به هدایت شده باشد یا نشده باشد. در این فرض كلام او كلام امام علیه السّلام و فعل او فعل امام علیه السّلام می‌باشد با این تفاوت كه نفس مطهر امام علیه السّلام بواسطه سعه كلی آن كه تمام تعینات را در عالم وجود احصاء نموده است خداوند دو مسؤلیت و دو وظیفه به او محوّل كرده است: وظیفه و مسؤلیت اول: ارائه طریق و هدایت و ارشاد به سوی مرتبه تعالی از معرفت و كمال كه همان شناخت حقیقی و شهودی ذات پروردگار است بواسطه بیان احكام و برنامه تربیت و تزكیه. وظیفه دوم امام علیه ‌السّلام: ایصال و فعلیت بخشیدن به نفوس مستعدّه و بالقوه را به مراحل و مراتب متفاوته در سعادت و شقاوت كه این مسئولیت به فعل تكوینی و ولایت تكوینی امام علیه ‌السّلام برمی‌گردد، اما ولی خدا دارای یك چنین مسئولیت عظمی و عام الشمولی نمی‌باشد بلكه نسبت به حیطه و محدوده وظیفه‌اش در افراد معین قیام به این وظیفه و تكلیف می‌نماید و البته محدوده ارشاد و هدایت و نیز تربیت و تزكیه افراد بر حسب تشخیص نفس ولی خدا بواسطه ارتباط با مبدأ اعلی موسّع و مضیق خواهد شد.