پرسش و پاسخ راجع به حجیت فعل اولیاء الهی
4و لذا در لغت چنین گفتهاند: الولایة حصول الشیئین بحیث لیس بینهما ما لیس منهما. ولایت یعنی بین دو چیز چنان قرب و مؤالفت صورت پذیرد كه چیزی خارج از وجود آنان در میان نباشد. در نتیجه این قرب كه لازمه وحدت است آثار شیء در ولی تجلی مینماید و چون عبد در مقام عبودیت به این مرتبه از قرب برسد بواسطه غلبه جنبه عِلّی در حضرت حق ذات عبد متحوّل و متغیر به آثار و ظهورات ذات پروردگار میشود و این مسأله معنا و مفهوم حدیث قدسی معروف است كه میفرماید: ما یتقرب الی عبد بشیء احب الی مما افترضته علیه فكنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده الذی یأخذ به... هیچ عمل و كرداری كه بنده مرا به من نزدیك كند در نزد من بهتر از تكالیف و دستورات شرعیه نمیباشد پس در صورتی كه بنده من قیام به آنها كرد من گوش او میشوم و چشم و زبان و دست و... خواهم شد. در این صورت است كه اعمال و گفتار و تفكر ولی خدا از كیفیت و صبغه بشری خارج شده و به صبغه الهی و جوهر ربوبی در خواهد آمد. و نیز در حدیث قدسی شریف میفرماید: عبدی اطعنی حتی اجعلك مثلی فانا اقول كن فیكون و تقول لشیء كن فیكون. بنده من فقط مرا عبادت كن و در تحت انقیاد من درآی تا تو را همانند خویش گردانم. من به چیزی چون گویم موجود شد، وجود پیدا میكند و تو نیز اگر بگوئی: باش، خواهد بود. ولایت از ناحیه عبد و از ناحیه پروردگار این حقیقت و معنای ولایت است، پس ولایت بمعنای سلطه و سیطره و هیمنه و حكومت نیست بلكه بمعنای نزدیكی و قرب است، الا اینكه این تقرب در طرفین بنده و پروردگار به دو صورت با حفظ اصل حقیقت و ریشه آن ظهور پیدا میكند.

