بحث در مفهوم مرگ جاهلى
6بنابراین افرادى كه در غیبت امام زندگى مىكنند از اكثر فضائل و فواضل بدون تردید محروماند و براى آنكه از موت جاهلى رهایى یابند باید مقدّمات ظهور را فراهم كنند و با عمل به دستورات قرآن و مجاهده در راه خدا و ائتلاف دلها زمینه را براى ظهورش آماده نمایند، چون علّت غیبت، نقص و فتور در مردم است و عدم استعداد آنان، نه نقص در آن حضرت. اگر این نقص رو به كاهش رود و دلها كم كم قوّت گیرد و تعلیمات قرآنى صحیحاً بر دلها بنشیند ظهور آن حضرت حتمى خواهد شد. كما آنكه در نامهاى كه آن حضرت به شیخ مفید رضوان اللَه علیه نوشتهاند متذكّر این حقیقت مىگردند كه:
وَ لَوْ أنَّ اشْیاعَنا- وَفَّقّهُمُ اللَه لِطاعَتِهِ- عَلَى اجْتِماعِ مِنَ القُلُوبِ فِى الوَفاءِ بِالعَهْدِ عَلَیهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الیمْنُ بِلِقائِنا. 1
«اگر شیعیان و پیروان ما- كه خداوند توفیق دهد آنها را به اطاعت خود- بر اتّحاد آراء و افكار به وفاى عهدى كه با آنان شده است یكدله اتّفاق كنند، هر آینه یمن تشّرف آنها به دیدار و ملاقات ما به تأخیر نمىافتاد».
بنابراین معلوم مىشود علّت عدم ظهور، افتراق آراء و عدم اتّحاد دلهاست بر وفاى به عهدى كه با آنان شده است؛ و این تقصیرى است بزرگ از شیعیان بلكه از جمیع امّت. و تمام محرومیتها از فقدان انصاف و گسترش ظلم و بیداد و شرك و اعتساف با تمام مظاهر زشت و ناپسندش، همه و همه معلول این فتور و سستى و بالنّتیجه غیبت آن حضرت است.
و روایت وارده از رسول خدا به جابر بن عبداللَه انصارى كه شیعیان در زمان غیبت از آن حضرت بهرهمند مىشوند مانند كسى كه از آفتاب در زیر ابر بهرهمند شود منافات با این معنى ندارد، چون البتّه وجود آن حضرت با آن نفس زكیه و دل واسع و ولایت تكوینیه موجود است، چه غائب چه ظاهر، غایة الامر در زمان غیبت، آن نور دستگیرى ظاهرى نمىكند، و مردم در تحت تعلیم و تربیت و ارشاد و سیر تكاملى واقع نمىشوند و این مایه تأسّفى است بس بزرگ. تفاوت بسیارى است در میان آنكه خورشید طلوع كند درختان را سر سبز، و به زمین نور و حرارت بیشترى دهد، امراض و میكروبها را بكشد، صحت و سلامت را به جاى آن بیاورد و بواطن اشیاء را ظهور دهد، و میان آنكه خورشید در پس ابر باشد، آسمان مهآلوده، و میكروبهاى زكام و غیر آن همیشه مردم را مریض بنمایند. آرى مردم در زمان غیبت بهرهمند مىشوند و در زمان ظهور هم بهرهمند مىشوند ولى این كجا و آن كجا؟! گرچه در زمان غیبت هم بعضى از افراد با همّت، با ارادهاى استوار و عزمى راسخ و نیتى متین پاى در مقام عمل نهاده تا به حدّى كه در اثر صفاى دل و طهارت روح به شرف معرفت آن حضرت فائز مىگردند. و البتّه این ظهورى است شخصى براى آنها، مانند كسى كه در آسمان مهآلود و ابرى بر هواپیما سوار و از ابرها تجاوز كند و خود را به آفتاب برساند. لذا در زمان غیبت هم راه و سیر تكاملى براى دلباختگان حریم مقدّسش مسدود نیست و آن كه به مقام معرفت رسیده و آن وجود را به حقیقت ولایت و نورانیت درك نموده براى او ظهور و غیبت چه تفاوت دارد! از بزرگى سؤال كردند چه موقع انسان به شرف حضور آن حضرت مشّرف مىگردد؟ در پاسخ گفت: وقتى كه غیبت و ظهورش براى انسان تفاوتى نكند. از بزرگى دیگر نیز سؤال كردند: آیا شما خدمت امام زمان رسیدهاید؟ در جواب گفت: كور است آن چشمى كه صبح از خواب بیدار شود و در اوّل وهله نظرش بر آن حضرت نیفتد. 2
- احتجاج شیخ طبرسى، ج ٢، ص ٣٢٥.
- امام شناسى، ج ٣، ص ٢٨.

