بحث در مفهوم مرگ جاهلى
3مسلمانان در اثر مواجهه با پیامبر اكرم و تعلیمات آن حضرت در قطب مثبت آمدند، اهل جاهلیت به علّت فقدان راهنما و قطع رابطه با هدایت الهى در آن قطب منفى قرار گرفتند. لذا عنوان جهل به جاى بزرگترین سبّ و لعن و دشنام و اظهار تنفّر و انضجارى است كه قرآن مجید بر آنها روا مىدارد، و عنوان جاهلیت را كه معرِّف و نام فامیلى در شناسنامه آنان قرار داده است، حاكى از آنكه تمام این مفاسد ناشى از جهل بوده، و جهل بزرگترین گناه نابخشودنى آنان است. و در جایى كه عنوان جهل و جاهلیت را ذكر مىكند دیگر محتاج به ذكر هیچ عیب دگر نیست، و این عنوان خود به تنهایى جامع تمام آن عناوین زشت مىباشد، و آنجایى كه تا حدّ نهایى مىخواهد از كارى یا عقیدهاى انتقاد كند آن را كار یا عقیده جاهلى مىشمارد.
﴿أفَحُكْمَ الجاهِلِية يبْغُونَ﴾. 1
«آیا این مردم حكم جاهلیت را جستجو مىكنند».
﴿يظُنُّونَ بِاللَه غَيرَ الحَقِّ ظَنَّ الجاهِلِية﴾.2
«گمان مىبرند به خدا گمان باطل مانند گمان مردم جاهلیت».
﴿إذْ جَعَلَ الَّذينَ كَفَرُوا فى قُلُوبِهِمُ الحَمِية حَمِية الجاهِلِية﴾.3
«در آن زمانى كه كفّار در دل خود عصبیت جاهلیت را راه دادند و از آن حمیت پیروى كردند».
﴿قُلْ أفَغَيرَ اللَه تَأْمُرُونّى اعْبُدُ ايهَا الجاهِلُونَ﴾. 4
«اى پیغمبر به این مردم مشرك بگو: آیا شما مرا امر مىكنید كه غیر از خدا را پرستش كنم؟ اى مردمان جاهل».
﴿قال أعوذ باللَه أن أكون من الجاهلين﴾. 5
حضرت موسى در جواب قوم خود كه گفتند: آیا ما را به سخریه و استهزاء گرفتى؟ در پاسخ گفت:
«من پناه مىبرم به خدا كه از گروه جهّال بوده باشم».
اگر شخصى در ملّت اسلام كارهایش طبق سلیقه و خواهشهاى خود باشد و از تبعیت امام زنده سرپیچى كند، چه تفاوتى دارد با مردم اهل جاهلیت؟ آنها خودسر و خود رأى بودند این نیز خودسر و خود رأى است، آن به شكلى خاص و این نیز به صورت و شكلى مخصوص. اگر ربط واقعى با امام نباشد چه تفاوت بین آن صورت و این صورت؟ چون حقیقت عدم ربط، كه ظلمت هوا و میل نفسانى است در هر دو جا یكى است. كمال و عُلُوّى كه مسلمانان پیدا نمودند در اثر ربط با پیامبر بود، اگر پس از پیامبر این رابط كه به صورت ربط با امام است از بین برود همان حقیقت جاهلیت است كه بدین صورت جلوه كرده است، لذا شخص بدون امام در زندگى و مرگ، زندگى و مرگ مردمان جاهل را دارا خواهد بود. امام است كه انسان را در اثر تعلیم و تربیت خارجى و در اثر اشراقات انوار ملكوتى باطنى زنده مىكند و دل تاریك را با مبدأ نور و روشنایى ربط مىدهد و سیراب مىكند.
- سوره مائده (٥) آیه ٥٠.
- سوره آل عمران (٣) آیه ١٥٤.
- ـ سوره فتح (٤٨) آیه ٢٦.
- سوره زمر (٣٩) آیه ٦٤.
- سوره بقره (٢) آیه ٦٧.

