در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حکاياتي از آيت اللَه شيخ محمد بهاري

0
نسخه عربی

حکاياتي از آيت اللَه شيخ محمد بهاري

2
  • مرحوم شيخ محمد بهاري از خواص شاگردان سلوکي مرحوم آخوند ملا حسينقلي همداني رضوان اللَه عليهما بود و بنا به فرمايش مرحوم سيد احمد کربلايي آنچه را که ما طي ساليان متمادي از مرحوم ملاحسينقلي دريافت ميکرديم او به پنج سال دريافت نمود. گويند در مزاح وشوخي با افراد ضرب المثل بوده است اما در عين حال خود از بکّایئن بشمار می رفت. مرحوم علامه طهراني حکاياتي چند از ايشان نقل مي کنند، از جمله:

  • جناب محترم آقاي حاج ايّوب حشمتي كلاهدوز، كه از دوستان ديرين ما و اصلاً از اردبيل و ساليان مديدي است كه ساكن طهران هستند، گفتند: كه ما براي تسليت و تعزيت براي رحلت والده آقاي حاج محمد حسن بياتي، در اربعين آنمرحومه كه به همدان رفتيم، و اربعين ايشان در أواخر جمادي الاولي ١٤٠٣ بود، در آنوقت نيز براي زيارت قبر مرحوم آية اللَه حاج شيخ محمّد بهاري با چند نفر از دوستان به بهار همدان رفتيم و پس از زيارت ايشان و اهل قبور، در مراجعت در كوچه‌هاي بهار، به مردي از اهل بهار برخورد كرديم، كه با تمام معني با محبّت و ملاطفت به ما برخورد كرد؛ و با اِصرار و اِبرام ما را به منزل خود برد، و پذيرائي كرد؛ و اِصرار داشت كه ما چند روزي در منزل او باشيم ولي ما قبول نكرده و گفتيم بايد برگرديم. و او در همان ساعتي كه ما منزل او بوديم داستانهاي شگفتي از مرحوم بهاري پس از رحلت آن بزرگوار و آثار و فيوضات آن قبر كه ديده بود، براي ما بيان كرد؛ومي‌گفت: ما اصلاً از اهل بهار نيستيم؛ وليكن ساليان مديدي است كه در اينجا اقامت داريم؛ و من اگر بخواهم تمام آنچه را كه از اين قبر ديده‌ام بيان كنم كتابي خواهد شد.

  • از جمله آنكه مي‌گفت: در جواني، من شبي در منزل جُنُب شدم و در بين الطّلوعين بود كه براي رفتن به حمام حركت كردم و براي آنكه راه به حمام نزديكتر شود، از قبرستان و از نزديكي قبر مرحوم بهاري عبور كردم؛ در همانجا ناگهان مارِ سياهي غرّش نموده، و از سوراخ خود بيرون جهيد؛ و دور گردن من چند دور پيچيد.