در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

احساسات‌ و عواطف‌ حضرت‌ سيدالشهداء عليه‌السّلام در روز عاشورا

0
نسخه عربی

احساسات‌ و عواطف‌ حضرت‌ سيدالشهداء عليه‌السّلام در روز عاشورا

2
  • بسم الرحمن الرحیم

  •  برخي‌ از بي‌خردان‌ مي‌پندارند: وقايع‌ روز عاشوراء بر سيدالشهداءعليه‌السّلام امري‌ عادي‌ بوده‌است‌. رنج‌ و زحمت‌ و عَطَش‌ و جَرْح‌ و قَتْل‌ و أسْر همۀ آنها اموري‌ بسيار سهل‌ و آسان‌ بوده‌ است‌. چون‌ براي‌ امام‌ عليه‌السّلام که‌ روحش‌ ملکوتي‌ مي‌باشد، عطش‌ و گرسنگي‌ و زخم‌ و آفتاب‌ و شمشير برّان‌ اثري‌ ندارد. وي‌ با وجود نوراني‌ و تجرّدي‌ خود در برابر همۀ اينها به‌ عنوان‌ برخورد با حَلْوا و شيريني‌ و سيرابي‌ و امثالها مواجه‌ مي‌شود. آنگاه‌ تعجّب‌ مي‌کنند که‌: چگونه‌ حضرت‌ علي‌اکبر عرضه‌ داشت‌: عطش‌ مرا کشت‌، و سنگيني‌ زره‌ مرا بيتاب‌ نمود؟!

  • آنگاه‌ در جواب‌ مي‌گويند: پدرش‌ با نهادن‌ زبان‌ خود، و يا انگشتري‌ خود در دهان‌ او، او را سيراب‌ کرد، و مراد از سنگيني‌ آهن‌، سنگيني‌ زره‌ نيست‌ بلکه‌ کنايه‌ از عظمت‌ لشگر آهن‌ پوش‌ و شمشير به‌ دست‌ آنهاست‌ که‌ در برابر حملۀ او ممانعت‌ به‌ عمل‌ مي‌آورند.1

  • اين‌ برداشت‌، برداشت‌ نادرستي‌ مي‌باشد. سيدالشهداء عليه‌السّلام بشر بوده‌ است‌، و داراي‌ بدن‌ و جسم‌ طبيعي‌ بوده‌ است‌. عطش‌ را خوب‌ ادراک‌ مي‌نموده‌ است‌. زخم‌ و جراحت‌ را خوب‌ مي‌فهميده‌ است‌. نالۀ الْعَطَش‌ أطفال‌ و نوحه‌ و زاري‌ زنان‌ حرم‌ را خوب‌ مي‌دانسته‌ است‌. بلکه‌ از امثال‌ ما صدها برابر بيشتر. زيرا او انسان‌ کامل‌ بوده‌ است‌، و به‌ مقتضاي‌ کمال‌ در انسانيّت‌، ظهور و بروز محبّت‌ و مودّت‌ به‌ مخلوقات‌ الهي‌ و ادراک‌ لوازم‌ بدني‌ و طبيعي‌ که‌ لازمۀ مقام‌ جمع‌ الجمعي‌ مي‌باشد، در وي‌ عميق‌‌تر و ريشه‌دارتر بوده‌ است‌.

  • آري‌ عشق‌ به‌خدا، و تفاني‌ درقرآن‌ وسنّت‌ پيغمبر، و روش‌ و منهاج‌ ولايت‌ علوي‌، و بصيرت‌ و عمق‌ درايت‌ او به‌ انحراف‌ تاريخ‌ و تفسير و حديث‌ و غصب‌ خلفاي‌ بيگانه‌ از متن‌دين‌ ومعارف‌دين‌ که‌ نوبت‌ را به‌يزيد تبهکار رسانيدند، چنان‌عرصه‌ را بر او تنگ ‌نموده‌ بود که‌ جزشهادت‌ و جراحت‌ واسارت‌ را داروي‌ مفيدي‌ براي ‌هشداري‌ مردم‌ نمي‌يافت‌، و لهذا عاشقانه‌ اين‌ برنامه‌ را پي‌ريزي‌ کرده‌ و براي‌ سرنگوني‌ حکومت‌ جبّارۀ بني‌اميّه‌ حرکت‌ کرد، حرکتي‌ لَا يَتَوَقَّفْ و بدون‌ بازگشت‌، گر چه‌ در ميان‌ راه‌ صحنه‌اي‌ همچون‌ زمين‌ طفّ و واقعۀ کربلا پيش‌ آيد فَسَلَامٌ عَلَيْهِ ثُمَّ سَلَامٌ عَلَيْهِ ثُمَّ سَلَامٌ عَلَيْهِ. واللَّعْنُ عَلَي‌ عَدُوِّهِ، ثُمَّ اللَّعْنُ عَلَي‌ عَدُوِّهِ، ثُمَّ اللَّعْنُ عَلَي‌ عَدُوِّهِ.

    1. مرحوم‌ محدّث‌ قمي‌ در «نفثة‌ المصدور في‌ تجديد أحزان‌ يوم‌ العاشور»، ص‌ ٢٥ قضيّۀ توجيه‌ آهن‌ را به‌ لشگر ذکر نموده‌ است‌