وقایع روز غدیر و خطبه پیامبر اکرم
8اما بعد، اى مردم! خداوند لطیف و خبیر چنین به من آگاهانیده است که: مقدار عمر هر پیغمبرى به قدر نصف عمر پیغمبرى است که قبل از او آمده است1، و نزدیک است که مرا براى ارتحال به سوى خدا بخوانند و من اجابت کنم، و من در پیشگاه خداوند مورد سؤال و پرسش واقع مىشوم، و شما نیز مورد پرسش قرار مىگیرید! بنابراین در موقف قیامت در پیشگاه پروردگار چه خواهید گفت؟!
مردم گفتند: ما در پیشگاه خداوندى، گواهى مىدهیم که حقا تو رسالات خدا را ابلاغ کردى، و امت را نصیحت نمودى! و جدیت و کوشش کردى! پس خداوند تو را پاداش خیر دهد!
پیغمبر فرمود: آیا شما اینطور نیستید که شهادت دهید که: معبودى جز خداوند نیست! و محمد بنده او و فرستاده اوست! و اینکه بهشتخدا حق است! و جهنمش حق است! و مرگ حق است! و اینکه ساعت قیامتبدون شک مىرسد! و خداوند مردگان را از میان قبرها برمىانگیزد؟!
همه گفتند: آرى! ما بدین مطالب گواهى مىدهیم!
پیغمبر عرض کرد: بار پروردگارا شاهد باش!
و سپس فرمود: اى مردم! آیا نمىشنوید؟!
گفتند: آرى! پیغمبر فرمود: من در این راه خدا و قیامت، جلودار هستم، و پیشاپیش حرکت مىکنم، و شما بعدا مىرسید، و در کنار حوض کوثر بر من وارد خواهید شد! حوضى که مساحتش به اندازه فاصله صنعاء یمن و بصرى در شام است! در آن براى آب برداشتن قدحهائى استبه اندازه تعداد ستارگان آسمان.و آن ظرفها از نقره است! پس ملاحظه کنید و نظر نمائید که: چگونه جانشینى و خلافت مرا در دو چیز نفیس و گرانبها که از خود به یادگار مىگذارم رعایت مىکنید، و چگونه مرا در آن دو نگاه مىدارید؟!
یک نفر از میان آن مردم ندا کرد: اى پیغمبر خدا! مراد شما از دو چیز نفیس و گرانبها چیست؟!
فرمود: متاع نفیس بزرگتر: کتاب خداست، که یک طرف آن به دستخداوند عز و جل است، و یک طرف دیگر آن به دستهاى شماست! پس بدان تمسک کنید و محکم بگیرید که گمراه نشوید!
- این عبارت را که إِنَّهُ لَم یعْمَر نَبی إلاّ مثلَ نصفِ عُمْرِ الَّذی قبلَه روات عامّه در کتب خود روایت کردهاند، و این حقیر به روایتی که راویان آن از شیعه باشند برخورد نکردهام. و بر هر تقدیر باید معنای این نحوه تعبیر را دانست. زیرا که معلوم است که رسول خدا صلّی اللَه علیه وآله وسلّم شصت و سه سال عمر کردهاند. و پیغمبر قبل از ایشان، حضرت عیسی بن مریم علی نبینا و آله و علیه السّلام چهل سال عمر کرده است. فعلیهذا نمیتوانیم تمام شصت و سه سال است؛ و پس از کسر سه سال دورة دعوت مخفیانه و عدم امر به تبلیغ عَلَنی و آشکارا که بسیاری همان زمان را که بیست سال است دورة رسالت آن حضرت پنداشتهاند؛ نصف مقدار چهل سال میشود که رسالت حضرت مسیح بوده است؛ زیرا که نبوّت مسیح طبق آیه کریمه ٢٩ و ٣٠ از سورۀ ١٩: مریم: فَأَشَارَتْ إِلَیهِ قَالُوا کیفَ نُکلِّمْ مَن کانَ فِی الْمَهْدِ صِبیاً ـ قَالَ إنِّی عَبْدُ اللَه أَتَانِی الْکتَـٰبِ وَ جَعَلَنِی نَبِیا. از دوران گاهواره و بَدو زمان ولادت او بوده است.

