عقلانیت در مکتب امام حسین علیه السلام
4کسانيکه مىگويند: در واقعه عاشوراء آنچه که حاکم بود مسأله عشق بود، اشتباه کردهاند. عشق منهاى تعقّل يعنى جنون. عشق جداى از مبانى شرع يعنى لاابالىگرى وخودکامگى. عشق بدور از موازين و مبانى يعنى هوس و سرکشى. عشقى در مکتب امام حسين ارزش دارد که بر اساس فهم و ادراک و تشخيص و تعقّل و درايت باشد، نه بر اساس هوى و هوس و غلبه احساسات. در واقعه کربلا اصحاب سيّدالشّهداء همه عاشق آن حضرت بودند، امّا نه عشق مجازى و صورى، و نه عشق احساسى و عاطفى؛ آن عشق ارزشى ندارد و پشيزى بحساب نمىآيد.
عشق اصحاب عشق از روى فهم و بينش بود، عشق از روى موازين و مبانى عقلانى و شرعى بود، عشق به حقيقت نورانى و عظمت مطلقه و نفس قدسى بود. عشق به مبدأ وجود و بهاء اتمّ و مجلاى اکمل و اوسع حضرت بارى بود. اين عشق کجا و عشقى که در مجالس و محافل از او دم مىزنند کجا؟ عشقى که با اندک تغيّر و تبدّل در توقّعات و انتظارات مبدّل به يأس و نااميدى و سردى و نفور از معشوق شود کجا، و عشقى که به مولاى خود بگويد: اگر هزار بار مرا قطعه قطعه کنند و باز زنده کنند دست از تو بر نمىدارم کجا؟! اين عشق بر اساس فهم و يقين و ادراک حقيقت است، و آن عشق بر اساس جاذبههاى توخالى و اعتبارى و تبليغات و اشاعات و امور بىپايه و اساس است؛ ببين تفاوت ره از کجاست تا به کجا! ولذا مىبينيم جريان حادثه کربلا از لسان اولياى حقّبه نحو متمايزى از ساير جريانات بيان شده است.
أميرالمؤمنين عليهالسّلام در ارتباط با اين حادثه مىفرمايد:
مُناخُ رکابٍ و مُصارِعُ عُشّاقٍ، شُهدآءَ، لا یسبِقُهم مَن کانَ قَبلَهم و لا یلحقُهم مَن بَعدَهم.
«اينجا منزلگاه و محل بارانداز و قتلگاه عاشقانى شيفته و شيداى حضرت حقّ است. عاشقانى که نه مانند ايشان آمده است و نه خواهد آمد.1»
- بحار الأنوار، از «خرائج و جرائح» ج ٤١، ص ٢٩٥

