عقلانیت در مکتب امام حسین علیه السلام
3اسوه بودن واقعه عاشورا تا روز قیامت
چرا ميگوييم جريان کربلا، اسوه براي همه است تا روز قیامت؟ چرا هيچ جريان ديگري نميتواند به جاي کربلا بنشيند؟ چون از آن طفل نابالغ تا پيرمردي مانند مسلم بن عوسجه و حبيب بن مظاهرش، بر اساس فکر و تعقل حرکت کرده است ، نه اينکه تحت تأثير شخصيّت امام حسين علیه السلام قرار بگيرد. امام حسين علیه السلام در روز عاشورا به اصحاب و نزديکانش فکر و عقل و اختيار داد . حضرت قاسم عليهالسّلام براساس احساسات به ميدان نرفت. حقيقت مرگ و لذّت مرگ را با جانش احساس ميکرد؛ لذا در جواب سيّدالشّهداء عليهالسّلام که به او فرمود: کیف الموت عندک ؟ عرض کرد: أحلي مِنَ العَسل «از عسل براي من شيرينتر است»
اصحاب سيّدالشّهداء عليهالسّلام در روز عاشورا آن واقعيّت و حقيقت ولايت سيّدالشّهداء را با تمام وجودشان ادراک کردند. و مگر میشود کسي آن حقیقت را ادراک بکند و دست بردارد
چنان در مرامشان متصلّب و محکم بودند که اگر کوهها به حرکت در می آمدند آنها تکان نمیخوردند مکتب سيّدالشّهداء مکتب تعقّل است نه تقليد کورکورانه، مکتب تدبّر است، مکتب آزادى و رشد و انبساط فکر است، مکتب تحقيق و اختيار و انتخاب است، نه چوب و چماق و ضرب و شتم؛ آن مکتب مکتب أبابکر و عمر و يزيد و معاويه است.
مکتب آن حضرت رجوع به عقل و فطرت و وجدان است، بيرون آمدن از وادى جهالت و ضلالت و جمود و خشکمغزى است. مکتبى است که تمام جهات وجودى و حيثيّات ظاهرى و باطنى و روحى و نفسى دنيوى و اخروى انسان را در بر مىگيرد. در اين مکتب فقط آنچه مطرح است و از آن دفاع مىشود توحيد است و بس! در اين مکتب فقط خدا وجود دارد و غير او باطل است. احساسات در اين مکتب راهى ندارد و نفس در اينجا ارزشى ندارد.
عشق واقعى جداى از مبانى عقل نيست

