شهادت امیرالمومنین علیه السلام و وقائع مرتبط با آن
7كمربندهای خود را برای مرگ محكم كن، در آن وقتی كه مرگ در آستانۀ خانۀ تو فرود آید.
و از كشته شدن مَهراس و جزع منما، در آن زمانی كه در وادی تو حلول كند و وارد شود.»
و نیز در «طبقات» از محمّد بن عبیدة آورده است كه:
قَالَ عَلِی: مَا یحْبِسُ أَشْقَاكمْ أَنْ یجِیٓءَ فَیقْتُلَنِی! اللَهمَّ قَدْ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِی، فَأَرِحْهُمْ مِنِّی وَ أَرِحْنِی مِنْهُمْ. 1
«أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: علّت تأخیر شقیترین امّت چیست كه بیاید و مرا بكشد! بار پروردگارا! من از آنها خسته شدهام و آنها نیز از من خسته شدهاند، پس آنانرا از دست من راحت كن و مرا هم از دست آنان راحت بنما.»
و نیز در «طبقات» از سلیمان بن قاسم ثقفی روایت كرده است كه گفت: مادرم حدیث كرد از اُمّ جعفر كه یكی از كنیزان علی بن أبیطالب علیه السّلام بود كه گفت:
إنّی لَاصُبُّ عَلَی یدَیهِ الْمآءَ، إذْ رَفَعَ رَأْسَهُ فَأخَذَ بِلِحْیتِهِ فَرَفَعَها إلَی أنْفِهِ فَقالَ:
وَاهًا لَك لَتُخْضَبَنَّ بِـدَمٍ.
قَالَتْ: فَأُصِیبَ یوْمَ الْجُمُعَةِ. 2
«من بر روی دستهای أمیرالمؤمنین علیه السّلام آب میریختم كه ناگهان سر خود را بلند كرد و با دست خود محاسنش را گرفته و به طرف بینی خود بالا كشید و گفت:
عجبا از تو كه هر آینه سوگند بخدا كه بخون خضاب خواهی شد. آن كنیز گفت: در جمعهای كه رسید ضربت خورد.»
كمك نمودن أشعث در شهادت أمیرالمؤمنین علیه السّلام
در «كافی» با سند خود از سلیمان، كاتب علی بن یقطین از مرد دیگری از حضرت صادق علیه السّلام روایت میكند كه فرمود: أشعث بن قیس در خون أمیرالمؤمنین علیه السّلام شركت كرد و دخترش جُعدَة حضرت امام حسن علیه السّلام را زهر داد و محمّد پسرش در خون حسین علیه السّلام شركت كرد. 3
أشعث در شب نوزدهم ماه رمضان سنۀ چهلم از هجرت از شب تا به صبح در مسجد كوفه بیدار بود. نزدیك اذان صبح بود، حُجربن عدی میگوید: دیدم أشعث بن قیس رو كرد به ابن ملجم و گفت: یابْنَ مُلْجَمٍ! النَّجآءَ النَّجآءَ لِحاجَتِك فَقَدْ فَضَحَ الصُّبْحُ. «ای پسر ملجم! بشتاب بشتاب صبح طلوع كرد ؛ رسوا خواهی شد.»
- «طبقات» ابن سعد، ج ٣، ص ٣٤ و ٣٥
- همان مصدر
- «روضۀ كافی» ص ١٦٧

