
شرح حالات امیرالمؤمنین علیهالسلام در روز بیستم ماه مبارک رمضان
شرح حالات امیرالمؤمنین علیهالسلام در روز بیستم ماه مبارک رمضان
6عرض کردم: یا رسول اللَه!آن وقت همه به بهشت مىروند؟!
سه مرتبه پیغمبر فرمود:”إى و ربِّ الکعبة!“ بله، آن وقت همه به بهشت مىروند.“ تمام این جمعیّت و شیعیان ومحبّین که دست زدهاند به دامان اهل بیت، و اهل بیت به دامن تو، و تو به کمر من، و من به دستگاه رحمت پروردگار و عرش خدا، همه به بهشت مىروند به لطف خدا. این آخرین جمل أمیرالمؤمنین از حدیثى بود که براى من بیان فرمود. 1
باز أمیرالمؤمنین بیهوش شد؛ چند لحظهاى دیگر چشمان خود را باز کرد. حضرت امام حسن علیهالسّلام یک کاسۀشیرى براى أمیرالمؤمنین آورده بود، حضرت گرفتند و دست مبارکشان مىلرزید؛ یک جرعه خوردند بعد به حضرت امام حسن فرمودند:
”این شیر را ببر براى اسیر خود، این اسیر است در دست شما، با اسیر خود به رفق و مدارا رفتار کنید، بر من یک ضربت زده فقط مىتوانید بر او یک ضربت بزنید، مبادا او رامُثله کنید (گوش و دست و چشم و پا و زبان او را ببرید)، مبادا او را آتش بزنید.شنیدم از حبیب خود پیغمبر که مىفرمود: خدا مُثله را مکروه دارد و مبغوض دارد ولو نسبت به سگ گزندهاى. 2اى حسن! از آنچه مىخورى به آن بخوران، و از آنچه مىآشامى به او بیاشام.“ حضرت امام حسن عرض مىکند: پدرجان! این ملعون، أشقى الآخرین، تو راکشت و تمام مؤمنین را مصیبت زده کرد، و خانههاى کوفه را یتیم کرد، و بچّههاى یتیم و زنان بیوه را در بدر و گرسنه کرد، و لباس سیاه و ماتم در بَرِ ما کرد، و تودائماً بر او سفارش مىکنى؟!
حضرت فرمود:
”اى حسن جانم! مگر نمىدانى ما خاندان رحمتیم؟! ما بر همان اساس عدلیم و نباید از آن تجاوز کنیم.“
سیّدالشّهداء علیهالسّلام که مانند ابر بهارى گریه مىکرد و چشمانش از شدّت گریه مجروح شده بود، اشکهاى آنحضرت بر صورت أمیرالمؤمنین ریخت؛ آقا چشمهاى خود را باز کرد، فرمود:
- بحارالأنوار، ج ٤٠، ص٤٤.
- بحارالأنوار، ج ٤٢، ص٢٥٦.
