در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اعمال ماه ذی الحجه و سفارشات اولیای الهی دربارۀ آن

0
گروه علمی
نسخه عربی

اعمال ماه ذی الحجه و سفارشات اولیای الهی دربارۀ آن

8
  • یعنى هر حقیقتى را که مى‌بینید، یک سرِ ربطى به او دارد، و یک سرِ فناء در خود دارد؛ بدون او فانى است، با او باقى است! با ارتباط به او بقاء پیدا مى‌کند و بدون ارتباط به او فناء پیدا مى‌کند.آیا این غیر از همان معنای سَرَیانِ حقیقت توحید در همۀ اعیان خارجى است؟! اگر این نیست پس چیست؟!

  • «لا إلهَ إلاّ اللَهُ عدَدَ لَمحِ العُیون؛ به‌اندازۀ پلک زدن‌ها، واقعیّت لا إله إلاّ اللَه وجود دارد!» همین پلکى که بر ‌هم مى‌زنیم ظهور لا إله إلاّ اللَه است!

  • شخصی از رفقا و دوستان در [بیان] بعضی حالات [خود] مى‌گفت:

  • وقتى بین‌الطلوعین ذکر مى‌گفتم، وارد حیاط مى‌شدم، مى‌دیدم از برگ‌برگِ درختان در حیاط، صداى لا إله إلاّ اللَه بلند است!

  • بفرمایید! این هم چشم‌بندى و تخیّل است؟! کلام امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است: «لا إلهَ إلاّ اللَهُ عدَدَ لَمحِ العُیون؛ به‌عدد پلک زدن‌ چشم‌ها، حقیقت و واقعیّت لا إله إلاّ اللَه وجود دارد.»

  • حکایتی عجیب از تجلی توحیدی برای شخصی از بزرگان

  • یکی از دوستان مرحوم آقا (علامه طهرانی) مرحوم آقا سید عبداللَه فاطمى شیرازى بود.1 مرحوم آقا [از قول او] نقل می‌فرمودند:

  • یک شبِ نیمۀ شعبانى در نجف بودم که مرحوم آقا سید جمال گلپایگانى2 من را دید و گفت: «فلانى، من شب نیمه [شعبان] نمى‌توانم به زیارت سیدالشهداء بروم. مردم از همه‌جا براى زیارت مى‌آیند. بیا این پول را بگیر و عوض من برو و زیارت کن و حاجت من را هم بگیر و بیاور.»

  • ما به کربلا آمدیم و در خیمه‌گاه رفتیم و در آنجا اول به حمام رفتیم و غسل زیارت کردیم. وقتى که وارد خزینه3 شدیم، این آب که تکان مى‌خورد، دیدم از همۀ این آب و حرکت آب، صداى «یا هو» بلند شد! در هر موجى که مى‌آید، مى‌گوید: «یا هو»... این امواج همه «یا هو» مى‌گویند. دیدیم از همه‌جا دارند همه مى‌گویند «یا هو». خلاصه ما نفهمیدیم چه شد: غسل کردیم؟ نکردیم؟! آمدیم بیرون و به زیارت حضرت سیدالشهداء رفتیم و همین که مى‌خواستیم به حضرت عرضه کنیم و بگوییم که آمده‌ایم، فلانى تقاضایى و حاجتى دارد، حضرت به ما گفتند: «برو به او بگو دادیم!» از کربلا به نجف آمدیم و وقتى به او رسیدیم، مى‌خواستم بگویم حاجت را گرفتم، گفتند: «دیشب رسید! همان دیشب این مسئله به ما رسید.»

    1. یک وقتى بیشتر با  هم مأنوس بودند، ولى سال‌هاى آخر حیاتِ آن مرحوم (آقا سید عبدالله فاطمى شیرازى) دیگر قدری ارتباط کم‌تر شد.
    2. مرحوم آقا سید جمال گلپایگانى آن مرد بزرگ، که یاد و نامش را ایشان (مرحوم علامه طهرانی) در کتاب‌ها آورده‌اند.
    3. فرهنگ فارسی عمید: «خزینه: حوض آب گرم بزرگی در حمام‌های قدیمی برای شستشو و غسل.»